تبلیغات
وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - مطالب ابر مدیریت

درحال مشاهده: وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - مطالب ابر مدیریت


موسسه محک
اهداء عضو

واژگان مدیریت پروژه

چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396
12:53
امیرحسین ستوده بیدختی
وقتی به تعریف واژگان استاندارد مدیریت پروژه می پردازیم عمدتاً راجع به موارد تکنیکی توضیح می دهیم. اینکه مسیر بحرانی چه معنی دارد یا اینکه ارزش کسب شده درست است یا ارزش افزوده (منظور معادل واژه انگلیسی Earned Value)؛ اما به مهمترین واژه هایی که در پروژه ها مورد استفاده قرار می گیرند، اشاره ای نمی کنیم. واژه های عدالت، حق، ظلم و اینگونه عبارات که باعث و بانی موفقیت یا عدم آن در پروژه ها می شوند. یا رفتار یکی با یکی دیگر عادلانه نیست! یا اینکه پیمانکاری حق کارکنانش را می خورد! یا اینکه در هنگام پرداخت ها به همان پیمانکار ظلم شده است. اما بدون تعریف این دسته از واژگان کلیدی در محیط پروژه ها، تنها داستان ها و بلکه افسانه ها هستند که می مانند و هر یک از طرف های درگیر، به فراخور حال خود داستانی را از به حق بودن، عادل بودن و ظلم نکردن خودش تعریف می کند. اینک من تعاریفی را خدمت شما ارائه می کنم که فکر می کنم پرداختن به امور پروژه را برای تمامی ذینفعان راحت تر خواهد کرد.
همه چیز از تفاهم شروع می شود. این واژه که بر وزن تفاعل است به معنی "فهم متقابل" می باشد. یعنی اینکه دو طرف راجع به انجام موضوعی، که در مورد ما بخشی از محدوده پروژه است، ابتدا به درکی متقابل می رسند. تفاهم در قدم بعدی، تبدیل به توافق می شود. یعنی آنچه را که مورد درک مشترک قرار گرفته به اطلاع یکدیگر رسانده و در صورت احراز اطمینان از یکسان بودن درک، تصمیم به متعهد بودن به آن می گیرند. لذا توافق، "داشتن تصمیم به متعهد بودن نسبت به درک مشترک" می باشد. با داشتن این تصمیم، توافق در اکثر اوقات در پروژه ها، مکتوب می گردد که به آن قرارداد می گوییم. توافقات به عمل آمده و مکتوب شده در قرارداد برای اجرا در قالب برنامه خودنمایی می کند. لذا برنامه پروژه تبلور توافقاتی است که بین طرفین یک قرارداد به عمل آمده است. اما می رسیم به واژه کلیدی عدالت. عدالت رعایت توافقاتی است که براساس قرارداد در برنامه درج شده است. لذا عدالت یک خروجی مانند برنامه، یا یک مایل استون، مانند توافق، نیست بلکه یک فرآیند است که تا انتهای پروژه در حال انجام می باشد. اندازه عدالت به میزان تفاوت بین آنچه به وقوع می پیوندد و آنچه که توافق شده به وقوع بپیوندد می باشد. به زبان پروژه کاران، عدالت همان تفاوت بین وضعیت واقعی (actual) و برنامه است. هر چه این تفاوت کمتر باشد، عدالت بیشتر جاری شده است و برعکس آن نیز صادق است. لذا برای اینکه بخواهیم راجع به عدالت دعوا کنیم که برقرار است یا نه، و اینکه سینه چاک کنیم که ما حامی عدالت هستیم، باید توجه کنیم که عدالت، فعل رعایت توافق است. بنابراین بدون داشتن توافقی، رعایت عدالت بی معناست. اول باید طرفین راجع به هر محدوده ای که مورد نظرشان است، مانند محدوده پروژه، به تفاهم رسیده و راجع به آن توافق نمایند؛ آنگاه در دوران پایش پروژه، در مقایسه آنچه اجرا شده با آنچه که توافق شده، به میزان گسترش عدالت و عدالت محور بودن طرفین پی خواهند برد.
در انتها از تمامی خوانندگان تقاضا دارم در صورت امکان نظرات خود را پیرامون تعاریف فوق اعلام نمایند تا شاید به نوعی اجماع برسیم. فکر می کنم که در این صورت می توانیم این واژگان را نیز در قالب واژگان و تعاریف کلیدی در هر قراردادی گذارده و نگرانی های خود را در مورد نحوه تعامل بین ذینفعان برطرف کنیم.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:

9 توصیه از پیرترین میلیاردر جهان

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:04
امیرحسین ستوده بیدختی
9 توصیه از پیرترین میلیاردر جهان

دیوید راکفلر، بزرگترین میلیاردر جهان، در جشن تولد ۱۰۰ سالگیش گفتگویی با مجله فوربس انجام داده که در آن، درسهای مهم زندگیش را بیان می کند:

سود همیشه مهم است. چه در زندگی شخصی و چه در دنیای تجارت، همواره به دست آوردن سود و منافع است که باعث اشتغال، ثروت و قدرت بخشیدن به افراد می شود. اما در کنار سود، دو چیز دیگر هست که باعث می شود هزینه سنگینی را بابت آن بپردازید. روزی یک مشاور خانواده به من گفت طلاق گرفتن و وارد سیاست شدن، دو انتخابی است که برایت گران تمام خواهد شد. بنابراین اگر می خواهید هزینه نپردازید این دوکار را انجام ندهید.

تا آنجا که می توانید از محل کارتان دور شوید. من در طول زندگیم، حدود ۵ میلیون مایل مسافت هوایی را طی کردم که حدوداً به اندازه ۲۰۰ بار گشتن دور دنیاست. در این سفرها به ۱۰۳ کشور دنیا مسافرت کردم. تا آنجا که می توانید از محل کارتان خارج شوید.

اعتماد، رمز موفقیت است. من عقیده دارم بزرگترین انجمن های تجاری موفق دنیا بر پایه اعتماد، درک و وفاداری، پایه ریزی شده اند. این ویژگی ها دقیقاً از خصوصیات یک دوستی نزدیک شخصی است.

به نظر دیگران اهمیت ندهید. بعضی افراد تا حدودی بدبین و شکاک هستند. گاهی اوقات آنها تصور می کنند که هر چیزی که شما به دست آورده اید، در نتیجه اسم و رسمی است که داشته اید، و اهمیتی نمی دهند که شما برای رسیدن به این مرحله از پیشرفت تلاش کرده اید. در مقابل این گروه از افراد بی توجه باشید.

تضاد، جذابیت می آورد. با وجود اینکه من و همسرم از بودن کنار یکدیگر لذت می بریم اما هرکدام از ما سرگرمی ها و علایق مخصوص به خودمان را داریم که آنها را به صورت مستقل دنبال می کنیم. این راز ازدواج بلند مدت و شاد ماست. همواره برای خود سرگرمی ای داشته باشید که خود را با آن مشغول کنید.

پدر شدن، زندگی را متفاوت می کند. پدر شدن مرا با کمبودهایی که داشتم، آشنا کرد. این تجربه باعث شد نسبت به خصوصیات ذاتی پدرم و محدودیت هایی که برایم می گذاشت، احساس همدردی بیشتری داشته باشم و او را بهتر از گذشته درک کنم. تا آنجا که در توان دارید، بیشترین کاری را که می توانید به عنوان یک پدر بر عهده بگیرید، انجام دهید.

یک معلم خوب بیابید. علت اصلی علاقه وافرم به تاریخ را مدیون معلم کلاس ششم، خانم "المینا لوک"، هستم. در واقع او بود که گذشته را به وضوح برایم زنده کرد.

تأسف نخورید. پدربزرگ من هرگز نه نسبت به پدرم و نه نسبت به نوه هایش تأسف نخورد.

برای خود، سرگرمی بسازید. وقتی جوان بودم، یک واحد در رشته زیست شناسی گذراندم که در آن به انواع سوسک ها علاقه مند شدم. از آن به بعد همیشه با خودم یک ظرف شیشه ای داشتم که سوسک های مورد علاقه ام را داخل آن قرار می دادم.

(منبع: سایت پگاه سیستم)



ارسال شده در:

دسته بندی کمک به دیگران از دیدگاه Heron

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:04
امیرحسین ستوده بیدختی
دسته بندی کمک به دیگران از دیدگاه Heron

در هر نقش و صنعتی، اکثر افراد هر روز در محل کار خود با افراد دیگری مواجه هستند که به کمک، پشتیبانی، مشورت یا تخصص آنها نیاز دارند. نحوه ارائه آن "کمک"، دقیقاً تعیین کننده میزان موفقیت آن است و بر روابط شما با فرد "کمک گیرنده" تأثیر می گذارد.
چهارچوب کاری John Heron مدلی را برای تجزیه و تحلیل نحوه ارائه کمک، فراهم می کند. در این مدل، شش گروه یا سبک برای کمک کردن، شناسایی شده است. مدل Heron دارای دو گروه اصلی است که هر یک، به سه گروه کوچکتر تقسیم می شود:

قدرتمندانه: یعنی شخص "کمک کننده" (که غالباً یک مدیر یا سرپرست است) اطلاعاتی می دهد که یا طرف مقابل را به چالش می کشد یا بیان می کند که او چه کاری را باید انجام دهد.
تجویزی: شما به صراحت با دادن توصیه و جهت، به طرف مقابل کمک می کنید.
آموزنده: شما برای آموزش و تعلیم طرف مقابل، اطلاعاتی به او می دهید.
تقابلی: شما اخلاق یا رفتار طرف مقابل را به چالش می کشید. این مورد را نباید با "مقابله تهاجمی" اشتباه بگیرید. این نوع "مقابله" مثبت و سازنده است؛ و به طرف مقابل کمک می کند که اخلاق و رفتاری را که ممکن بود نسبت به آن بی اعتنا باشد، مورد توجه قرار دهد.

تسهیل گرانه: یعنی شخص "کمک کننده" ایده ها، راه حل ها، اعتماد به نفس و غیره را از طرف مقابل بیرون می کشد تا به او کمک کند که به راه حل ها و تصمیمات خود دست یابد.
روان کننده: شما به طرف مقابل کمک می کنید که افکار و احساساتی را که قبلاً با آنها مواجه نشده بود، بیان کند و بر آنها غالب گردد.
کاتالیستی: به طرف مقابل کمک می کنید که برای خودش بیندیشد، کشف کند و یاد بگیرد. این، به او کمک می کند که در تصمیم گیری ها، حل مسائل و غیره، بیشتر به خود متکی باشد.
حمایتی: با تمرکز بر شایستگی ها، کیفیت ها و دستاوردهای طرف مقابل، اعتماد به نفس او را افزایش می دهید.

متخصصان آموزش و پرورش، بهداشت حرفه ای، و کسب و کار به طور گسترده ای از این مدل استفاده کرده اند. 


ارسال شده در:

مدیریت حجم کار تیم

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:03
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت حجم کار تیم

 
حجم کار فعلی تیم را بررسی کنید. شما فقط آنچه را که می دانید، می توانید مدیریت کنید. پس ابتدا ببینید دقیقاً چه افرادی در تیم شما هستند. سپس در یک ماتریس، زمان در دسترس بودن آنها را مشخص نمایید. با بررسی گزارش های مدیریت منابع، ببینید هر فرد بر روی چه فعالیت هایی کار می کند.

افراد با حجم کاری بالا را شناسایی کنید. یک قاعده مناسب، آن است که 80 درصد از وقت افراد به فعالیت ها تخصیص یابد و 20 درصد بقیه برای پاسخ دادن به تلفن، شرکت در جلسات، پاسخگویی به مشکلات فوری مشتریان، و مواردی از این قبیل در نظر گرفته شود. این 20 درصد باید در طول هفته پخش شود.

افراد با حجم کاری پایین را شناسایی کنید. ممکن است همه افراد همواره مشغول به نظر برسند، اما باید مطمئن شوید که تمامی افرادتان کار معنی داری برای انجام دادن دارند.

مهارت های افراد و غیبت های آنان از کار را به حساب آورید. در مورد تعطیلی ها با افرادتان صحبت کنید و مراقب باشید که در روزهای تعطیل، کاری را بر عهده آنان نگذارید. همچنین اطلاعات شما در مورد مهارت های افرادتان باید به روز باشد.

تخصیص های خود را تعدیل نمایید. در نهایت باید حجم کار افراد شناسایی شده در بندهای 2 و 3 را اصلاح کنید. برای این کار می توانید از نرم افزارهای مدیریت منابع نیز کمک بگیرید.


ارسال شده در:

انتخاب افراد مناسب برای تیم هایی که از نظر جغرافیایی پراکنده اند

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:02
امیرحسین ستوده بیدختی
انتخاب افراد مناسب برای تیم هایی که از نظر جغرافیایی پراکنده اند

هنگام انتخاب اعضای تیم هایی که از نظر جغرافیایی، در یک محل متمرکز نیستند، باید افرادی را برگزینید که برای چنین وضعیتی کیفیت های مناسب را دارا باشند. افرادی با کیفیت های زیر را جستجو نمایید:

خود انگیخته: اعضایی را برای تیم خود انتخاب کنید که میزان خود انگیختگی آنها بالاتر از حد متوسط باشد و تمایل داشته باشند که به طور مستقل کار کنند، نه کسانی که برای انجام کارشان به تشویق و توجه مداوم نیاز دارند.

دارای مهارت های ارتباطی خوب: ممکن است برای تماس رو در رو محدودیت وجود داشته باشد، پس افراد باید از مهارت های ارتباطی قوی برخوردار باشند، از جمله توانایی کار کردن با تکنولوژی های اینترنتی.

نتیجه گرا: شما به افرادی نیاز دارید که بخواهند اهدافی را برگزینند و به آنها برسند. آنها نباید از اینکه شاخص های کلیدی عملکردشان مورد ارزیابی قرار گیرد، ناراحت شوند.

صادق و دارای ذهن باز: شما نمی توانید اعضای تیمتان را از راه دور ببینید، بنابراین مجبورید به آنها اعتماد کنید که با مشکلات، پیشنهادها و سایر فیدبک های خود به شما مراجعه کنند. به همین دلیل، لازم است افرادی را انتخاب کنید که دارای شخصیتی باز و رُک و راست باشند.


ارسال شده در:

3 رویکرد هنگامی که حامی مالی نمی تواند پروژه را به طور کامل تعریف کند

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:01
امیرحسین ستوده بیدختی
3 رویکرد هنگامی که حامی مالی نمی تواند پروژه را به طور کامل تعریف کند

گاهی اوقات مدیر پروژه، انتظاراتی بسیار بالاتر از آنچه کارفرمایان و حامیان مالی در نظر دارند، را تصور می کند. در بسیاری از موارد، مدیر پروژه به سراغ کارفرما می رود تا پاسخ پرسش های خود را برای تعریف پروژه بیابد، اما کارفرما تمامی اطلاعات مورد نیاز را ندارد. این اتفاق همواره رخ می دهد و به این معنا نیست که کارفرما نمی داند آنها چه می کنند. در بسیاری از موارد، خصوصاً در پروژه های بزرگ، کارفرما چشم اندازی از نتایج پایانی در ذهن دارد، اما نمی تواند دیدگاه خود را به صورت اهداف، اقلام قابل تحویل و محدوده پروژه بیان نماید.
برای زمانی که شما اطلاعات زیادی در مورد طبیعت پروژه ندارید، سه رویکرد وجود دارد:
افزایش دادن دامنه برآورد، بر اساس عدم قطعیت: اگر از شما خواسته شود که هزینه، مدت زمان و تلاش مورد نیاز را برآورد کنید، بر اساس عدم قطعیت موجود، دامنه ای را با حدود بالا و پایین تعیین کنید، مثلاً %15-/+ .

شکستن کار به پروژه های کوچکتر: حتی اگر نتوان نتایج نهایی را به وضوح تعریف کرد، باید بتوان بخشی از کار را بخوبی تعریف نمود، که به نوبه خود به اطلاعات مورد نیاز برای نتیجه نهایی منجر خواهد شد. بنابراین، یک گزینه مناسب، آن است که کار را، بر اساس اطلاعات موجود، به یک سری پروژه های کوچکتر بشکنید.

آشکار کردن جزئیات همراه با پیشرفت پروژه: اگر مجاز به شکستن پروژه نیستید، حداقل باید آنقدر اطلاعات داشته باشید که بتوانید برای 90 روز آینده، برنامه تهیه کنید. در این رویکرد، برنامه ریزی دقیق و با جزئیات را برای کوتاه مدت انجام می دهید؛ در پایان هر ماه که برنامه را بازنگری می کنید، جزئیات یک ماه دیگر را به برنامه می افزایید.



ارسال شده در:

هوش هیجانی چیست؟

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:01
امیرحسین ستوده بیدختی
هوش هیجانی چیست؟

همه ما دارای شخصیت های مختلف، خواسته ها و نیازهای مختلف، و شیوه های مختلف برای نشان دادن احساسات خود هستیم. مرور تمامی اینها به درایت و هوش و ذکاوت نیاز دارد، خصوصاً اگر امیدوار باشیم که در زندگی به موفقیت دست پیدا کنیم. این، جایی است که هوش هیجانی اهمیت می یابد.
هوش هیجانی عبارت است از توانایی اینکه احساسات خود را تشخیص دهید، درک کنید که این احساسات به شما چه می گویند و دریابید که احساسات شما چه تأثیری بر اطرافیانتان دارد. همچنین، درک شما از دیگران را نیز شامل می شود: هنگامی که دریابید آنها چه احساسی دارند، بسیار مؤثرتر می توانید روابط خود را مدیریت نمایید.

افرادی که دارای سطح بالایی از هوش هیجانی هستند، معمولاً در اکثر کارهایی که انجام می دهند، موفقند. چرا؟ زیرا افرادی هستند که دیگران مایلند در تیم آنها باشند؛ اگر ایمیلی ارسال کنند، پاسخ می گیرند؛ و زمانی که به کمک نیاز دارند، آنرا دریافت می کنند. از آنجا که این افراد حس خوبی در دیگران ایجاد می کنند، بسیار آسانتر از کسانی که بسادگی خشمگین یا ناراحت می شوند، زندگی را سپری می نمایند. 


ارسال شده در:

نقش های مدیریتی مینتزبِرگ (Mintzberg)

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:00
امیرحسین ستوده بیدختی
نقش های مدیریتی مینتزبِرگ (Mintzberg)

مدل نقش های مدیریتی مینتزبِرگ 10 نقش اساسی را برای مدیران برمی شمارد:

دست نشانده
رهبر
رابط
مبصر
مروج
سخنگو
کارآفرین
رسیدگی کننده به آشوب و هرج و مرج
تخصیص دهنده منابع
مذاکره کننده
هنگامی که قصد دارید مهارت های مدیریتی خود را توسعه و بهبود دهید، می توانید مدل نقش های مدیریتی مینتزبِرگ را به عنوان یک چهارچوب مرجع، مورد استفاده قرار دهید.
به عنوان یک اولویت، بر روی نقش هایی کار کنید که بیشتر اوقات آنها را ایفا می کنید. به یاد داشته باشید که لزوماً نباید تمامی نقش ها را به عنوان بخشی از کار خود، اجرا نمایید. 


ارسال شده در:

10 پرسش برای بهبود مدیریت موجودی کالا

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:59
امیرحسین ستوده بیدختی
10 پرسش برای بهبود مدیریت موجودی کالا

همانطور که اغلب مدیران اجرایی می دانند، تعیین مقدار مناسب موجودی انبار، ضروری است؛ زیرا نه تنها هزینه ها را کنترل می کند، بلکه معیاری برای تعیین سلامت کل شرکت است.
برای تعیین میزان مناسب موجودی کالا، به 10 پرسش زیر پاسخ دهید:

آیا می توانید موجودی عملیاتی خود را به سه سطح موجودی مورد نیاز برای حفظ امنیت (تولید یا فروش)، نیاز به تأمین مجدد و موجودی مازاد، تقسیم کنید؟
آیا شرکت شما از مؤثرترین روش برای محاسبه سطوح ایمن موجودی کالا استفاده می کند؟
آیا سطوح ایمن موجودی را به طور منظم، از نو محاسبه می کنید تا از به روز بودن آنها مطمئن شوید؟
چه کسی در مورد سیاست های موجودی کالاهای کلیدی، تصمیم گیری می کند؟
چه کسی دفعات بهینه برای سفارشات تولید را تعیین می کند؟
اگر مجموعه شما به تنهایی تصمیم گیرنده نباشد، جریان سفارشات و موجودی محصولات را چگونه تعیین می کنید؟
آیا مقدار سفارش بهینه و جریان محصول، بر اساس قاعده ای منظم، محاسبه می شود؟
آیا بر موجودی اضافی یا از تاریخ گذشته، نظارت منظم دارید؟ و آیا این مشاهدات به برنامه های عملیاتی هدفمند برای فروش ارزان این موجودی ها یا کاهش آنها مرتبط است؟
آیا تجزیه و تحلیل ریشه ای معایب را بر موجودی اضافی و منقضی اِعمال می کنید و می دانید که چگونه آنها را به برنامه های عملیاتی که مانع از تولید موجودی اضافی می شود، مرتبط کنید؟
آیا تمامی موارد بالا را برای انواع موجودی ها (اعم از کالای نهایی، مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و موجودی ذخیره) در تمامی بخش های سازمان به کار می برید؟

(خلاصه شده از خبرنامه گروه آریانا)

ارسال شده در:

To_Do_Listهای اولویت بندی شده

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:57
امیرحسین ستوده بیدختی
To_Do_Listهای اولویت بندی شده

برای آنکه در محل کار خود، سازمان یافته عمل کنید، باید To_Do_Listها را مورد استفاده قرار دهید. با به کار گیری آنها مطمئن خواهید شد که:
انجام هیچیک از کارهای ضروری را فراموش نمی کنید.
ابتدا به مهمترین کار می پردازید، و وقت خود را برای کارهای بی اهمیت هدر نمی دهید.
تعداد زیاد کارهای بی اهمیت، در شما استرس ایجاد نمی کند.
برای تهیه To_Do_List و استفاده از آن، به ترتیب زیر عمل نمایید:
ابتدا فهرستی از تمامی فعالیت هایی که باید انجام شوند، تهیه کنید.
در کنار هر فعالیت، میزان اهمیت آنرا با استفاده از حروف A (خیلی مهم) تا F (بی اهمیت) مشخص نمایید.
فهرست را بر اساس این اولویت ها مرتب کنید.

ابتدا فعالیت هایی را که در بالای فهرست قرار دارند، انجام دهید. اینها مهمترین و مفیدترین فعالیت هایی هستند که باید انجام شوند.
برای مدیریت To_Do_List خود می توانید از برخی از نرم افزارها نیز استفاده کنید. در این صورت، به احتمال زیاد، می توانید همیشه و همه جا به آن دسترسی داشته باشید، زیرا اکثر آنها قابلیت همگام شدن با گوشی های هوشمند را دارا هستند.

ارسال شده در:

متدولوژی پرینس۲ (Prince2)

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:37
امیرحسین ستوده بیدختی
آشنایی با متدولوژی پرینس۲ (Prince2)
PRINCE2 هفت اصل زیربنایی معرفی می‌کند(اصول پرینس۲)؛ اصولی که محقق کردنشان برای موفقیت هر نوع پروژه‌ای لازم است و سهل‌انگاری در حتی یکی از آن‌ها می‌تواند منجر به شکست پروژه شود.

اصول زیربنایی PRINCE2 از این قرارند:

 توجه دایمی به توجیه‌پذیری پروژه
 درس گرفتن از گذشته
 تعریف دقیق و شفاف نقش‌ها و مسئولیت‌ها
 مدیریت مبتنی بر مرحله
 مدیریت مبتنی بر سطوح
 تمرکز بر محصول
 اختصاصی‌سازی سیستم برای شرایط پروژه
اصل ۱ از اصول پرینس۲: توجه دایمی به توجیه‌پذیری پروژه:
همیشه باید عواملی را که پروژه را برایمان توجیه‌پذیر می‌کنند به خوبی بشناسیم و مستند و به‌روزرسانی کنیم تا از یک سو مطمئن باشیم که تمام تصمیم‌گیری‌های کلان همسو با این توجیه‌پذیری هستند و از سوی دیگر هرگاه که پروژه توجیه‌پذیری خود را از دست داد بلافاصله آن را متوقف کنیم تا خسارت‌های کمتری ببینیم.

 اصل ۲ از اصول پرینس۲: درس گرفتن از گذشته:
همیشه در حال تجربه کردن هستیم و برای این تجربه‌ها نیز هزینه می‌کنیم؛ در نتیجه باید آنها را حفظ کنیم و به کار بگیریم تا بتوانیم هر روز موفق‌تر از روز قبل باشیم. تجربه‌های پروژه باید دایما و به تدریج در قالب درس‌های آموخته ثبت شوند و پرونده‌های پروژه نیز باید به شکلی قابل دسترسی بایگانی شوند.

 اصل ۳ از اصول پرینس۲: تعریف دقیق و شفاف نقش‌ها و مسئولیت‌ها:
 وجود افراد شایسته به تنهایی کافی نیست، مگر اینکه هرکدام از آنها به خوبی بدانند که چه انتظارهایی از آنها می‌رود و چه انتظارهایی می‌توانند از دیگران داشته باشند.


 اصل ۴ از اصول پرینس۲: مدیریت مبتنی بر مرحله:
به خاطر عدم قطعیت‌های حاکم بر پروژه‌ها نمی‌توان آن‌ها را از ابتدا به تفصیل برنامه‌ریزی کرد. به همین خاطر باید هر پروژه را به بازه‌هایی زمانی که مرحله مدیریتی نامیده می‌شوند تقسیم کنیم و برنامه‌ریزی‌ها و کنترل‌ها را بر آن اساس شکل دهیم.



 اصل ۵ از اصول پرینس۲: مدیریت مبتنی بر سطوح:
به ازای هر پروژه باید چهار سطح تصمیم‌گیری وجود داشته باشد که سه سطح آنها داخل پروژه و یک سطح خارج پروژه قرار می‌گیرد. باید سطح رواداری هر سطح نیز مشخص باشد و اگر مسئله‌ای پیش آمد که اهمیت آن کمتر از سطح رواداری آن سطح بود، حتما در همان سطح تصمیم‌گیری شود و سطوح بالاتر در آن تصمیم‌گیری دخالت نکنند. اگر اهمیت بیشتر از سطح رواداری بود باید به سطح بالاتر ارجاع داده شود.


 اصل ۶ از اصول پرینس۲: تمرکز بر محصول:
هدف تولید محصول است، نه کار کردن. کار کردن فقط ابزاری است که برای تولید محصول استفاده میکنیم. به همین خاطر باید تمرکزمان بر محصول باشد و کارها را بر آن اساس شکل دهیم و اصلاح کنیم.

 اصل ۷ اختصاصی‌سازی سیستم برای شرایط پروژه:
هر پروژه دارای شرایط ویژه و اختصاصی مربوط به همان پروژه است،همانطور که در پی ام باک در تعریف پروژه یکتایی پروژه جزو ویژگی های اصلی آن برشمرده شده است،در استاندارد پرینس ۲ با تکیه بر همین اصل،بخش Tailoring یا همگام کردن سیستم مدیریت پروژه با ابعاد و شرایط پروژه بهبود و کارایی بهتری را جهت پیاده سازی سیستم مدیریت پروژه در اختیارمان قرار میدهد.

زمینه‌های Prince2

زمینه‌های پرینس۲ از این قرارند:

انگیزه تجاری
سازمان
کیفیت
برنامه‌ها
ریسک
تغییر
پیشرفت

 زمینه ۱ از زمینه‌های پرینس۲: انگیزه تجاری:
زمینه ۱ از زمینه‌های پرینس ۲ انگیزه تجاری مفهوم یا سندی است که توجیه‌پذیری پروژه و اطلاعات تکمیلی آن را در خود جای می‌دهد و باید پیش از شروع هر مرحله و در زمان رخ دادن هر مسئله مهم و خاص (exception) به‌روزرسانی و بررسی شود.

 زمینه ۲ زمینه‌های پرینس۲: سازمان:
هر پروژه نیاز به هشت نقش پیشفرض دارد که هرکدام مهارت‌ها، اختیارات و وظایف خاصی دارند. باید این نقش‌ها را در پروژه خود داشته باشید و نقش‌های تکمیلی را نیز به آنها بیافزایید. نقش‌ها باید طوری تنظیم شده باشند که با تمام اصول، از جمله اصل مدیریت مبتنی بر سطوح هماهنگ باشند.

 زمینه ۳ زمینه‌های پرینس۲: کیفیت:
زمینه‌های پرینس۲
باید کیفیت محصول و تحویل شدنی‌های آن را به خوبی برنامه‌ریزی و عملی کنیم و برای این کار لازم است که به کیفیت کار نیز توجه داشته باشیم. کیفیت کار باید دائما بهبود داده شود، ولی کیفیت محصول حد مشخصی دارد و قرار نیست از آن بالاتر برود.


 زمینه ۴ زمینه‌های پرینس۲: برنامه‌ها:
چهار نوع برنامه در پروژه به کار گرفته می‌شود. برنامه کلان، که در مرحله آغازش تهیه می‌شود و در تمام مدت اجرا به‌روزرسانی می‌شود، برنامه‌های تفصیلی مرحله‌های مدیریتی که حتما باید پیش از شروع مرحله تکمیل شوند و به تصویب برسند، برنامه‌های بسیاری تفصیلی تیم‌های اجرایی که تهیه آن‌ها اختیاری است و برنامه‌های اصلاحی که در صورتی که تغییرات عمده باشند و نتوان از برنامه‌های جاری استفاده کرد جانشین آنها خواهند شد.

 زمینه ۵ زمینه‌های پرینس۲: ریسک:
باید علاوه بر تحویل‌شدنی‌های مسلم پروژه رویدادهایی که وقوعشان حتمی نیست را نیز برنامه‌ریزی کرد و اقدام‌هایی برایشان در نظر گرفت تا فرصت‌ها از دست نروند و تهدیدها مشکل‌زا نشوند.

 زمینه ۶ زمینه‌های پرینس۲: تغییر:
زمینه‌های پرینس۲
تغییر اجتناب‌ناپذیر است و تنها زمانی مضر است که تحت کنترل نباشد. باید روند یکپارچه‌ای برای کنترل و اعمال تغییرات وجود داشته باشد.

زمینه ۷ زمینه‌های پرینس۲: پیشرفت:
باید دائما عملکرد پروژه را ارزیابی کنیم و از نتایج این ارزیابی برای کنترل پروژه، یعنی طراحی اقدامات پیشگیرانه و اصلاحی استفاده کنیم.

آشنایی فرآیند‌های Prince2

فرآیندهای PRINCE2 از این قرارند:

راه‌اندازی پروژه 
هدایت پروژه 
آغازش پروژه
 کنترل مرحله مدیریتی 
مدیریت تحویل محصول 
مدیریت شرایط حدی مرحله مدیریتی 
خاتمه پروژه
در ادامه این فرآیندها را به طور خلاصه بررسی خواهیم کرد.



فرآیند اول از فرآیند‌های پرینس۲: راه‌اندازی پروژه:
فرآیند راه‌اندازی پروژه پیش از شروع پروژه انجام می‌شود و اطلاعاتی را فراهم می‌کند که برای تصمیم‌گیری در خصوص شروع کردن یا شروع نکردن پروژه به کار خواهند رفت.

فرآیند ۲ از فرآیند‌های پرینس۲: هدایت پروژه:
این فرآیند بعد از فرآیند راه‌اندازی شروع می‌شود و تا پایان پروژه ادامه پیدا می‌کند. این فرآیند مسئول هدایت پروژه در مسیر انگیزه تجاری آن و تصمیم‌گیری در مورد مسایل کلان است.

فرآیند ۳ از فرآیند‌های پرینس۲: آغاز پروژه:

فرآیند آغازش در اولین مرحله مدیریتی اجرا می‌شود و کل برنامه را به طور کلان برنامه‌ریزی می‌کند. اجرای پروژه بعد از این فرآیند آغاز می‌شود.

فرآیند ۴ فرآیند‌های پرینس۲: کنترل مرحله مدیریتی:
وقتی کارهای اجرایی در حال انجام هستند، فرآیند کنترل مرحله مدیریتی در سطح مدیریت بر اجرای آنها نظارت خواهد داشت.

فرآیند ۵ فرآیند‌های پرینس۲: مدیریت تحویل محصول:
زمینه‌های پرینس۲
وقتی کارهای اجرایی در حال انجام هستند، فرآیند مدیریت تحویل محصول در سطح تحویل آنها را مدیریت خواهد کرد.

فرآیند ۶ فرآیند‌های پرینس۲: مدیریت شرایط حدی مرحله مدیریتی:
وقتی به پایان یک مرحله برسیم، برنامه تفصیلی مرحله بعد در این فرآیند تهیه می‌شود. اگر تغییرات و مسایل به حدی باشند که لازم باشد برنامه‌های اصلاحی جانشین برنامه قبلی شود، تهیه برنامه اصلاحی نیز به عهده همین فرآیند خواهد بود.

 فرآیند ۷ فرآیند‌های پرینس۲: خاتمه پروژه:

وقتی محصول نهایی پروژه تکمیل شود یا تصمیم بر لغو پروژه بگیریم این فرآیند را اجرا می‌کنیم تا کارهای نهایی را انجام دهد.



ارسال شده در:

تاخیرات در پروژه های ساخت

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:34
امیرحسین ستوده بیدختی
تعریف تاخیرات
تاخیر، عمل یا رویدادی است که زمان مورد اشاره در قرارداد برای انجام عملی خاصی را طولانی تر کند. به‌طور کلی تاخیرات ناشی از علل مختلفی هستند که از عملکرد گروه‌های درگیر پروژه ایجاد می شوند. موفقیت پروژه رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده تعریف می‌شود. در یک پروژه موفق، اجرای فنی پروژه به خوبی صورت گرفته، زمان‌بندی حفظ شده و هزینه های بودجه بندی شده نیز حفظ شده‌اند (امامی زاده، ۱۳۸۳).


تاخیرات چرا؟
دلایل تأخیر در کشورهای مختلف می‌تواند به دلایل زیادی متفاوت باشد ازجمله تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی، نوع قرارداد و روش ساخت، مسائل سیاسی و قوانین دولتی، شرایط زمین‌شناختی و آب‌وهوایی و… اما برخی از علل مانند کمبود نیروی انسانی و مصالح، مشکلات مالی و ضعف در مدیریت در میان کشورها مشترک بوده و لذا حل‌وفصل این مشکلات دغدغه‌ای عمومی است (وطن‌خواه ۱۳۸۳).

مقاله مرتبط: زمان‌بندی پروژه

تاخیر، که تهش دعوا میشه
دعاوی تاخیر یکی از متداول‌ترین دعاوی ساخت است. ازاین‌رو صنعت ساخت نیازمند روش‌های قابل‌اعتماد و مؤثری به‌منظور آنالیز علل و اثراتتأخیرات هم‌زمان است. توافق زمان پروژه‌های ساخت بین کارفرما و پیمانکار از بندهای مهم قراردادهای عمرانی است. به‌منظور اطمینان، از حصول چنین توافقی، پیمانکار ملزم به ارائه برنامه زمان‌بندی اولیه است که در دوران ساخت پروژه اجرا گردیده و با در نظر گرفتن شرایط به‌روز می‌شود. این برنامه زمان‌بندی اولیه با پیشرفت کار و مواجهه با حوادث غیرقابل‌پیش‌بینی احتیاج به بازنگری دارد.

مقاله مرتبط: تعریف ادعا

 تقسیم‌بندی تاخیرات بر مبنای منشأ ایجاد
بروز تأخیر در پروژه‌ها به عوامل متعددی بازمی‌گردد و هر یک از عوامل متصدی (کارفرما، مشاور، پیمانکار) در بروز تأخیر و میزان اثرگذاری آن دخیل هستند که با توجه به نقش هریک و اثرگذاری آن مقدار تاخیر به وجود آمده و خسارات ناشی از آن و تحمیل‌شده به سایر اولیای امور پروژه محاسبه و قابل پرداخت است. تاخیر در پروژه‌ها به دلیل پیچیدگی خاص آن‌ها امری غیرقابل‌انکار است. (جی سوویس، ۲۰۰۸)

تاخیرات در طرح‌ها را می‌توان بر مبنای معیارهایی مانند منبع ایجاد، قابلیت جبران‌پذیری و زمان رخداد آن‌ها تقسیم‌بندی و تفکیک نمود. (تروهید، ۱۳۸۳) در شکل -۱ تقسیم‌بندی تا خیرات بر اساس منبع بروز، قابلیت و میزان جبران‌پذیری تاخیر به وجود آمده آورده شده است.


شکل ۱- تقسیم‌بندی تأخیرات بر اساس منشأ بروز
در ادامه به برخی از دلایل بروز تاخیر در پروژه که مرتبط به هریک از متصدیان پروژه است اشاره می‌گردد.

تاخیرات مرتبط با کارفرما:
بخشی از دلایل بروز تأخیرات مرتبط با کارفرما را می‌توان به‌صورت زیر برشمرد:

تغییر نیازهای کارفرما به دلیل تغییر دستور کار،
تاخیرات کارفرما در تخصیص منابع،
کم‌کاری کارفرما در صدور تاییدات و مصوبات و اجرای تعهدات قراردادی،
تغییر شرایط کارگاهی از جانب کارفرما،
تاخیر در تأمین مصالح و ماشین‌آلات مورد تعهد،
تاخیر در آزادسازی و رفع معارضی،
عدم حضور نماینده،
عدم توجه به نظرات کارشناسی مشاور،
تاخیر در پرداخت پیش‌پرداخت.
مقاله مرتبط: کلیم را از کجا شروع کنیم؟

تاخیرات مرتبط با مشاوران:
عوامل زیر را می‌توان به‌عنوان بخشی از دلایل بروز تاخیر مرتبط با مشاوران بیان نمود:

تاخیر در ابلاغ نقشه‌ها،
تغییرات مکرر نقشه‌ها،
تاخیر در تائید صورت‌جلسات،
تاخیر در تائید صورت‌وضعیت‌ها،
عدم تائید به‌موقع پرداخت حق‌وحقوق پیمانکار،
عدم وجود مطالعات ژئوتکنیکی کافی و مناسب و واقعی نبودن پیش‌بینی احجام پروژه،
غیر فنی بودن دستگاه نظارت،
تاخیر در ابلاغ دستور کاره
مقاله مرتبط: انواع دعاوی در پروژه‌های ساخت


تاخیرات مرتبط با پیمانکاران:
دلایل زیر بخشی از عوامل بروز تأخیر مرتبط با پیمانکاران می‌باشند:

مشکلات مالی،
مسائل ناشی از سوء مدیریت،
موجود نبودن مواد اولیه،
برنامه‌ریزی و زمان‌بندی نامناسب،
ضعف در مدیریت تجهیزات،
کمبود نیروی انسانی ماهر.
عوامل دیگری نظیر شرایط

دشوار آب‌وهوایی،
قوه قهریه (همچون سیل و زلزله)،
و عوامل طبیعی (آب‌وهوای نامناسب)،
آلاینده‌های محیطی،
مشکلات زمین‌شناسی پیش‌بینی‌نشده،
مسائل سیاسی،
مشکلات در صنعت یا اقتصاد کشور،
تغییرات جهشی و ناگهانی قیمت مواد و مصالح و …
نیز به‌عنوان دلایلی در ایجاد تاخیر وجود دارند که از آن‌ها به‌عنوان دلایل عوامل غیرقابل‌کنترل (عوامل محیطی) یاد می‌شود و تقریباً از ید کنترل طرفین خارج است. (مانسی، ۲۰۰۷)


انواع تاخیر
همان‌طور که بیان شد در بروز تأخیرات دلایل و علت‌های گوناگونی وجود دارند که به یکی از عوامل مرتبط با پروژه و یا همه آن‌ها بازمی‌گردد. ازاین‌رو تاخیرات را می‌توان در قالب و چارچوب‌هایی تقسیم‌بندی نمود و میزان تأثیر و نقش‌های عوامل مرتبط با پروژه را موردبررسی قرارداد. تاخیرات به وجود آمده در پروژه را بر مبنای قابل‌قبول بودن و غیرقابل‌قبول بودن نیز می‌توان تقسیم‌بندی نمود که می‌توان آن را به‌صورت شکل -۲ نشان داد.


شکل ۲- تقسیم‌بندی تأخیرات بر مبنای مجاز و غیرمجاز بودن
در تعریف کلی تاخیرات پروژه، تفاضل زمان پایان واقعی و پایان قراردادی پروژه بوده و تاخیرات برابر مجموع تاخیرات مجاز و تاخیرات غیرمجاز است.

تاخیرات غیرمجاز نیز، تاخیرات ناشی از قصور پیمانکار است و تاخیرات مجاز هم تاخیرات ناشی از قصور کارفرما است. تسهیم تاخیرات مجاز و غیرمجاز هم در خلال پروژه و هم در پایان پروژه اهمیت دارد. ازآنجاکه پیشرفت پروژه در حین اجرا همیشه با توجه به برنامه پروژه محاسبه‌شده و با مبنای برنامه زمان‌بندی قیاس می‌شود و معیار تسریع و تاخیر پیمانکار از برنامه زمان‌بندی است، دقیق و معتبر بودن این مبنا اهمیت ویژه‌ای دارد.

تسهیم تاخیرات و اعمال تأثیر تاخیر مجاز در برنامه موجب اصلاح مبنای محاسبه پیشرفت خواهد شد. هم پیمانکار و هم کارفرما بایستی تلاش کنند که برای کلیه موارد، مستندات لازم و کافی را فراهم کنند تا در مواقع لزوم بتوانند از خواسته‌های خود دفاع کنند. (ترو هید، ۱۳۸۳)


تاخیرات غیرمجاز:
تاخیری که پیمانکار مسئول پاسخگویی به آن است مانند توان پایین مدیریت عملیات اجرایی و عدم هماهنگی میان اجزای کار را غیرقابل‌اغماض (غیرمجاز) گویند. پیمانکار برای این‌گونه تاخیرات، نمی‌تواند زمان اضافی را درخواست کند. در چهارچوب قرارداد فی‌مابین موظف است نسبت به جبران این تاخیرات (به لحاظ زمانی و مالی) اقدام نماید. (همان)

تاخیرات مجاز – غیرقابل‌جبران[۱]:
این تاخیرات به سبب و درنتیجه فاکتورها و عواملی خارج از کنترل کارفرما و پیمانکار به وجود آمده است. تاخیری که نه پیمانکار و نه کارفرما پاسخگو نباشد غیرقابل‌جبران نامیده می‌شود که در بخشهای قبلی به آن‌ها اشاره شد. بلایای طبیعی و نامساعد بودن آب‌وهوا نمونه این تاخیرات هستند. (رضازاده، ۱۳۸۴)

تاخیرات مجاز – قابل جبران[۲]:
دسته دیگر از تاخیرات، قابل جبران (مجاز) هستند که بنا بر دلایل توضیحات داده‌شده در بخش‌های قبلی در آن‌ها کارفرما دلیل اصلی تاخیر است. نمونه این تاخیرات تغییر در دامنه محدوده کار است؛ و در این بخش نیز با توجه به اسناد مدارک پروژه و در چهارچوب قرارداد فی‌مابین ضررها و خسارات پیمانکار محاسبه و کارفرما موظف به پرداخت آن است. به‌طورکلی تاخیرات غیرمجاز از کسر تاخیرات مجاز از کل تاخیرات به دست می‌آید و آنچه محل بحث میان کارفرما و پیمانکار است میزان و تأثیر تاخیرات مجاز در برنامه زمان‌بندی است. (همان)

 طبقه‌بندی تاخیرات مجاز:

برای محاسبه تاخیرات عملیات اجرایی باید علل و عوامل مؤثر بایستی طبقه‌بندی‌شده و تاخیرات محاسبه گردد. تاخیرات مجاز را می‌توان برحسب نوع به گروه‌های مختلفی تقسیم نمود مانند:

افزایش احجام کارهای موجود در برنامه زمان‌بندی، مانند افزایش حجم خاک‌برداری یا خاک‌ریزی،
افزایش فعالیت‌های جدید به برنامه، مانند اضافه شدن فضای جدید به فضاهای قبلی پروژه،
تاخیر در ابلاغ نقشه‌ها و تعیین تکلیف دیتیلهای اجرایی از جانب کارفرما،
تأمین نشدن پیش‌نیازهایی که بر عهده کارفرما است. (وون سون، ۲۰۰۸)
تاخیرهای مجاز را برحسب زمان بروز تاخیر می‌توان به گروه‌های زیر تقسیم کرد:

تاخیرهایی که تاریخ تأثیرشان مستقل از زمان وقوع آن‌هاست؛ مانند افزایش احجام. تأثیر این‌گونه تاخیرات در آخرین برنامه زمان‌بندی مبنا ملاحظه می‌شود؛ به‌طور مثال به نسبت افزایش حجم کار، زمان افزایش پیدا می‌کند.

تاخیراتی که تاریخ تأثیرشان وابسته به زمان وقوع آن‌هاست؛ مانند تغییر نقشه‌های اجرایی تأثیر این‌گونه تاخیرات با توجه به واقعیت اجرا ملاحظه می‌شود. به‌طور مثال شرایط نامناسب جوی با توجه به اینکه کار در کدام مرحله اجرا است ممکن است جزو تاخیرات مجاز یا غیرمجاز در نظر گرفته شود. مثال دیگر تاخیر در تعیین تکلیف دیتیلهای اجرایی است که هم‌اکنون استعلام شده، زمان تاخیر جواب کارفرما از زمان استعلام پیمانکار (با احتساب فرجه زمانی پاسخ) محاسبه می‌شود. (برای ماه، ۲۰۰۸)

مقاله مرتبط: تعهدات پیمانکار در شرایط عمومی پیمان و فیدیک قرمز

دلایل بروز تاخیرات مجاز – قابل جبران
در اینجا به پاره‌ای از دلایل که سبب بروز تاخیرات مجاز می‌گردند اشاره‌شده و راجع به چگونگی ادعای پیمانکار درباره آن توضیحی گذرا داده می‌شود.

دستورات تغییر و انجام کارهای اضافی:
از موارد اجتناب‌ناپذیر اجرای پروژه‌ها، اعمال تغییرات در مشخصات فنی و دستور تغییر در اجرای کارها به دلایل مختلف است. ازجمله این نوع تغییرات الزامی که در حین اجرای قرارداد احتمالاً موجب طرح ادعا از جانب پیمانکاران خواهد شد، می‌توان به:

تغییرات دستوری طبق نظر کارفرما،
تغییرات به دلایل اجرایی و گریزناپذیر،
اشکال یا نقص در مشخصات فنی و برنامه‌ها،
ابهام در مشخصات فنی،
تغییر در عملیات اجرایی به دلیل عدم امکان اجرای یک کار خاص،
نبود شفافیت در تصمیمات و اقدامات اجرایی قبلی یا در جریان کارفرما
اشاره نمود. هر یک از موارد پیش‌گفته یا مشابه آن ممکن موجب و علت طرح ادعا از طرف پیمانکار شود. این موارد ادعا غیر از اختیار کارهای اضافی است که در قالب قانون (اختیار در کاهش و یا افزایش ۲۵ درصد مبلغ قرارداد) و یا توافقات قراردادی به پیمانکار ابلاغ می‌شود (وطن‌خواه ۱۳۸۲).

شرایط فیزیکی نامناسب:

مقاله مرتبط:بررسی مقایسه ای شرایط عمومی پیمان بین المللی فیدیک و شرایط عمومی پیمان ایران

در طول اجرای پروژه در بعضی موارد شرایطی به وجود می‌آید که پیشرفت پروژه را دچار وقفه با توقف می‌کند. در این حالت اگر زمان وقفه یا توقف برای کل کار یا بخشی از آن باشد، این امر برای پیمانکار هزینه اضافی و پیش‌بینی‌نشده ایجاد می‌کند. علت توقف کار ممکن است شرایط پیش‌بینی‌نشده و خارج از اختیار پیمانکار مانند قطع برق و یا سوخت به مدت طولانی و یا تداوم شرایط خاص و نامناسب جوی باشد که در برنامه زمان‌بندی پروژه قابل پیش‌بینی نباشد.

تغییرات جهشی و ناگهانی قیمت مواد و مصالح و سایر منابع:
در سال‌های اخیر قیمت بعضی مواد و مصالح، به علل مرتبط با شرایط اقتصادی و سیاسی جهانی و یا به علت شرایط اقتصادی داخلی، افزایش و جهش ناگهانی پیداکرده است. نظر به اینکه در بعضی موارد بین ارائه پیشنهاد مناقصه به کارفرما تا عقد قرارداد و اجرای پروژه فاصله طولانی به وجود می‌آید و اگر در این فاصله قیمت مواد، مصالح و کالاهای موردنیاز پروژه، تغییرات شدید کند یا تغییر تعرفه گمرکی کالاهای وارداتی که قابل پیش‌بینی نباشد، این موارد موجب طرح ادعای ضرر و زیان از جانب پیمانکاران می‌شود. (رضازاده، ۱۳۸۴)

[۱] Non-EXCUSABLEDELAYS

[۲] EXCUSABLE DELAYS

ارسال شده در:

آیا با قانون اساسی می توان پروژه را اداره کرد؟

یکشنبه 3 اردیبهشت 1396
12:44
امیرحسین ستوده بیدختی
آیا با قانون اساسی می توان پروژه را اداره کرد؟

فرآیند قانون گذاری در جوامع، از زمانی که قانون گذاری وضع گردیده، یک حرکت از بالا به پایین و از کل به جزء بوده است. رهبران جامعه با الهام از خواست مردم و بر اساس آنچه تشخیص می دهند "درست" است، منشور قانون اساسی را تدوین می کنند. این منشور بالاترین و در عین حال کلی ترین بخش از قانون است که به منظور جهت دهی حرکت جامعه و آنچه انتظار می رود در اثر این حرکت محقق گردد، تدوین می شود. بعد از منشور نوبت به قانون اساسی می رسد که در آن آرمان های موردنظر جامعه درج می شود. بایدها و نبایدها در این مستند ثبت شده، بعد از توافق بر آن، بنیان قوانین جاریه که برای اداره جامعه مورد نیاز می باشند، معین می گردد. بر اساس قانون اساسی شقوق مختلف قانون، قانون خانواده، قانون کار، قانون بیمه و به اصطلاح کتب دیگر تدوین می گردند. اما چند موضوع باید در حین قانونگذاری رعایت گردد:

    قوانینی که درسطح جزیی تر قرار دارند، نمی توانند قوانین کلی تر را نقض کنند.
    برای ترمیم قوانین کلی تر شرایط سخت تری قایل می شوند.
    بدون درنظرگرفتن قوانین کلی تر، تدوین قوانین جزیی امکانپذیر نمی باشد.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


قراردادهایی که در اوان پروژه منعقد می شوند، به دلیل اینکه هنوز چشم انداز روشنی از وضعیت پروژه به وجود نیامده است، اقلام کلی و خط مشی ها را ترسیم می کنند، درست مانند قانون اساسی. اما برای اداره کردن و مدیریت پروژه، ضمن لازم بودن، کافی نیستند. در نبود قراردادهای مکمل، مبتنی بر برنامه های پروژه که به نوبه خود انعکاس دهنده واقعیت های پروژه هستند، کار به روش های فعلی که مبتنی بر "زور" هستند می کشد.
آنچه که باعث بروز مشکلات ارتباطات در پروژه ها می شود، مجموعه ای از مطالب هستند که به درستی در متن قراردادها به آنها پرداخته نشده است. البته همانگونه که گفته شد در مقطعی که قرارداد منعقد می شده امکان چنین عملی نبوده است. عدم پرداختن به موضوعاتی که به واقع اصل پروژه را تشکیل می دهند، باعث ایجاد محیطی در پروژه می گردد که در نهایت به پروژه صدمه وارد می سازد. مهم است که در قراردادها این پیش بینی شده باشد که در مقطعی بعد از تأیید توافقات برای همکاری، نحوه دقیق همکاری بر اساس برنامه پروژه تدوین و به تأیید مجدد طرفین قرارداد برسد. 

ارسال شده در:

منش مدیریت پروژه و مک دونالد

یکشنبه 27 فروردین 1396
12:56
امیرحسین ستوده بیدختی
منش مدیریت پروژه و مک دونالد

پارچه نوشته های بزرگی بر سردر رستوران های مک دونالد نصب می شود که بر روی آنها نوشته شده "یک ساندویچ بیگ مک فقط 99 سنت". 99 سنت دقیقاً همان قیمت تمام شده این ساندویچ است. پس شرکت مک دونالد سود خود را از کجا به دست می آورد؟ مشتری وارد رستوران می شود به خیال اینکه غذای امروز وی ارزان تمام خواهد شد. اما در هنگام پرداخت باید 6 دلار پرداخت کند! واقع مطلب این است که آن ساندویچ را نمی شود بدون نوشابه خورد، و قیمت نوشابه مثلاً دو دلار است. با اضافه شدن سیب زمینی و شاید یک دسر سیب مجموع هزینه ها به همان 6 دلار بالغ می گردد.
این تکنیک بازاریابی را به نام روش مک دونالد می شناسند. در این روش، مشتری را با معروف ترین محصول جذب کرده، بعد با فروش محصولات مکمل، به قیمت بالا، سود مورد نظر را به دست می آورند. از طرف مشتری، اگر توجه لازم به این شیوه نشود در انتها خیلی دلخور خواهد شد و از این معامله گله مند. از داستان مک دونالد این نتیجه را می گیرم که به عنوان یک مشتری باید حواسم جمع باشد و بدانم که اصل مطلب کجاست. با تشخیص درست می توان هم به هدف رسید و هم دلخور نشد.
اکثر تکنیک های مدیریت پروژه، آنهایی که در کتب استانداردهای مدیریت پروژه ثبت شده اند، در دهه پنجاه و شصت میلادی تولید شده اند؛ تکنیک مسیر بحرانی، PERT، ارزش کسب شده، آنالیز مشتریان و بقیه آنها. شاید به غیر از زنجیره بحرانی که در اواخر دهه نود به میان آمده دیگر نتوان از تکنیک جدیدی اسم برد. نرم افزارها نیز با توجه به رشد پیکربندی سیستم ها رشد کرده اند. آنچه در کتب مدیریت پروژه بیشتر درج می شود همین تکنیک ها هستند. شاید ما به عنوان خواننده بیشتر به همین تکنیک ها توجه می کنیم. ولی واقعیت این است که تکنیک ها حکم بیگ مک را دارند و اصل سود در جای دیگری نهفته است. آموزش تکنیک های مدیریت پروژه چه در غالب تئوری و چه در غالب نرم افزاری در کوتاه مدتی امکانپذیر است. این کاری است که ما سالهاست به آن مشغولیم، اما به طرز قابل ملاحظه ای نمی توانیم از "فواید" این آموزش ها بهره مند شویم! چرا؟ به دلیل اینکه اصل قضیه در بهره مندی مورد انتظار در جای دیگری قرار دارد که بر روی پارچه نوشته های بزرگ تبلیغاتی دیده نمی شوند. بهره مندی از تکنیک های مدیریت پروژه مدیون استقرار "منش" و رفتار پروژه ای است. سازمان ها حاضر هستند که برای آموزش تکنیک ها هزینه کنند، که این هم خود جای قدردانی دارد! اما برای تغییر رفتار و استقرار منش پروژه ای تا به امروز سازمانی را در کشور مشاهده نکرده ام که جرأت لازم را داشته باشد. توجه کنید! نمی توان تکنیک مسیر بحرانی را در سازمان مستقر کرد وقتی که نظم لازم برای انجام کارها وجود ندارد. نمی توان قراردادها را مدیریت کرد در حالیکه ثبت وقایع پروژه اهمیتی ندارد. نمی توان پروژه را مدیریت کرد در حالیکه معلوم نیست ذینفع مالک است، مدیر است یا پیمانکار!
ما در اوک برای چند وقتی است که با شرکت های بزرگ پروژه ای دنیا در حال تبادل افکار هستیم، آنها بیشتر می گویند و ما بیشتر گوش می کنیم!! در بُعد تکنیک ها و اطلاعات، به نظر می آید که ما نسبت به آنان چیزی کم نداریم. شاید در بسیاری از اوقات دانش و اشراف شرکت های معتبر نسبت به تکنیک ها تعجب ما را بر انگیخته باشد. اما در بُعد منش کار پروژه ای، دنیایی از یادگیری وجود دارد. هنگام تهیه ساختار های تقسیم کاری قبل از اینکه به معیارهای تجزیه بپردازند به مالکیت آن توجه می کنند، چه ارگانی در تهیه، نگهداری و توزیع آن مسئولیت دارد و در انتها باید پاسخگو باشد. برای تشکیل جلسات باید دستور جلسه نوشت و در پایان هم صورت جلسه تهیه کرد. مهمتر از همه چیز، در مقابل تأمین اهداف پروژه در داخل سازمان باید مسئولین و پاسخگویان مشخص گردند. بعد از اتمام پروژه زمانی را برای استراحت و بازیابی انرژی تخصیص می دهند.
رفتار و منش پروژه ای کار کردن نیاز اصلی موفقیت در پروژه هاست، نه بیگ مک تکنیک ها؛ توجه کنیم.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:

دو ریالی صلواتی

یکشنبه 20 فروردین 1396
12:10
امیرحسین ستوده بیدختی
دو ریالی صلواتی

من دکتر متخصص اطفال هستم. سالها قبل چکی از بانک نقد کردم و بیرون آمدم. کنار بانک، دستفروشی بساط باطری، ساعت، فیلم عکاسی و اجناسی دیگر پهن کرده بود. مقداری هم سکه دو ریالی در بساطش ریخته بود. آن زمان تلفن های عمومی با سکه های دو ریالی کار می کردند. جلو رفتم یک تومان به او دادم و گفتم: "دوزاری بده".
او با خوشرویی پولم را با دو سکه به من پس داد و گفت: "اینها صلواتی است".
گفتم: "یعنی چه؟".
گفت: "برای سلامتی خودت صلوات بفرست"، بعد به نوشته روی میزش اشاره کرد: "دو ریالی صلواتی موجود است".
باورم نشد، ولی چند نفر دیگر هم مراجعه کردند و به آنها هم همین را گفت.
گفتم: "مگر چقدر درآمد داری که این همه دو ریالی مجانی می دهی؟".
با کمال سادگی گفت: "۲۰۰ تومان، که ۵۰ تومان آنرا در راه خدا و برای این که کار مردم راه بیفتد دو ریالی می گیرم و صلواتی می دهم".
مثل اینکه سیم برق به بدنم وصل کردند. بعد از یک عمر که برای پول دویدم و حرص زدم، دیدم این دستفروش از من خوشبخت تر است که یک چهارم از مالش را برای خدا می دهد. در صورتی که من تاکنون به جرأت می توانم بگویم یک قدم به راه خدا نرفتم و یک مریض مجانی نیز نپذیرفتم. احساساتی شدم و دست کردم ده تومان به طرف او گرفتم. آن جوان با لبخندی مملو از صفا گفت: "برای خدا دادم که شما را خوشحال کنم".
این بار یک اسکناس صد تومانی به طرفش گرفتم و او باز همان حرفش را تکرار کرد. من که خیلی مغرور تشریف دارم، مثل یخی در گرمای تابستان آب شدم. به او گفتم: "چه کاری می توانم برایت بکنم؟".

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


گفت: "خیلی کارها آقا! شغل شما چیست؟".
گفتم: "پزشکم".
گفت: "آقای دکتر، شب های جمعه درِ مطب را باز کن و مریض صلواتی بپذیر. نمی دانید چقدر ثواب دارد!".
صورتش را بوسیدم و در حالی که گریان شده بودم، خودم را درون اتومبیلم انداختم و به منزل رفتم. دگرگون شده بودم، ما کجا اینها کجا؟!
از آن روز دادم تابلویی در اطاق انتظار مطبم نوشتند با این مضمون: "شب های جمعه مریض صلواتی می پذیریم".
دوستان و آشنایان طعنه ام زدند، اما گفته های آن دستفروش در گوشم همیشه طنین انداز بود و این ابیات سعدی:

گفت باور نمی کنـــم که تو را            بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفـتم این شرط آدمیت نیست            مرغ تسبیح گوی و من خاموش

(منبع: سایت یکی بود)
ارسال شده در:

وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - مطالب ابر مدیریت


وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - مطالب ابر مدیریت,
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|