تبلیغات
وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - مطالب آذر 1395

درحال مشاهده: وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - مطالب آذر 1395


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

تجزیه و تحلیل PEST

یکشنبه 28 آذر 1395
11:01
امیرحسین ستوده بیدختی
تجزیه و تحلیل PEST

تجزیه و تحلیل PEST به شما کمک می کند تا تغییرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و تکنولوژیکیی را که محیط کسب و کار شما را شکل خواهد داد، درک کنید.
برای تجزیه و تحلیل محیط کسب و کار خود، و فرصت ها و تهدیدهای موجود در آن، مراحل زیر را دنبال کنید:

    از PEST برای طوفان فکری در مورد تغییرات پیرامون خود استفاده کنید.
    یک جلسه طوفان فکری برای فرصت های حاصل از هر یک از این تغییرات، برگزار نمایید.
    یک جلسه طوفان فکری برای تهدیدهایی که ممکن است توسط هر یک از این تغییرات پدید آید، برگزار کنید.
    اقدامات مناسب را در پیش بگیرید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:
برچسب ها:تجزیه و تحلیل ،PEST ،

9 عادت افراد مؤثر

یکشنبه 28 آذر 1395
11:00
امیرحسین ستوده بیدختی
9 عادت افراد مؤثر

    آنها برای خود فکر می کنند. افراد مؤثر، تحت تأثیر دیدگاه های عمومی یا افکار دیگران قرار نمی گیرند. آنها دیدگاه های خود را با دقت و بر اساس واقعیت ها شکل می دهند.

    آنها از سر خیرخواهی، تخریب می کنند. افراد مؤثر هرگز از وضع موجود راضی نیستند. آنها از اینکه خرد متعارف را به چالش بکشند، نمی ترسند. اگر چیزی را تخریب می کنند، هدفشان تخریب نیست، می خواهند اوضاع را بهتر نمایند.

    صحبت های آنها الهام بخش است. صحبت ها و کلام آنها همچون موج در همه جهات منتشر می شود. آنها الهام بخش تمامی اطرافیان خود هستند و باعث می شوند که دیگران ایده ها و افکار مرتبط با کار خود را به گونه ای متفاوت بررسی کنند.

    آنها بر شبکه های خود، نفوذ دارند. افراد مؤثر می دانند که چگونه روابط پایدار ایجاد کنند. آنها بر ارزش افراد شبکه خود می افزایند. آنها می دانند توصیه های خود را چگونه ارائه دهند؛ و میان افرادی که باید یکدیگر را بشناسند، ارتباط برقرار می کنند.

    آنها فقط بر آنچه که واقعاً اهمیت دارد، تمرکز می نمایند. افراد مؤثر، جذب امور پیش پا افتاده نمی شوند. آنها فقط وقتی صحبت می کنند که مطلب مهمی برای گفتن داشته باشند، و هرگز وقت دیگران را تلف نمی کنند.

    آنها از نظرات مخالف، استقبال می کنند. این افراد درمقابل نظرات مخالف، واکنش احساسی و تدافعی نشان نمی دهند، بلکه از این نظرات استقبال می کنند. اگر ببینند طرف مقابل درست می گوید، نظر او را از صمیم قلب می پذیرند.

    آنها فعال هستند. افراد مؤثر منتظر ایده ها و فناوری های جدید نمی مانند؛ خود به دنبال آنها می گردند.

    آنها به جای واکنش نشان دادن، پاسخ می دهند. اگر کسی افراد مؤثر را به سبب اشتباهشان مورد انتقاد قرار دهد، یا اگر فرد دیگری مرتکب یک اشتباه حساس بشود، افراد مؤثر واکنش فوری و احساسی نشان نمی دهند. آنها صبر می کنند؛ می اندیشند؛ سپس پاسخی مناسب ارائه می دهند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    آنها باور دارند. افراد مؤثر همواره بهترین انتظارات را دارند. آنها قدرت خود را برای دستیابی به رؤیاهایشان باور دارند. آنها معتقدند که هیچ چیزی دور از دسترس نیست و این باور برای اطرافیانشان نیز الهام بخش است. آنها بشدت معتقدند که یک فرد می تواند جهان را تغییر دهد.


ارسال شده در:
برچسب ها:افراد مؤثر ،افراد ،مؤثر ،

منشور ارتباطات چیست؟

یکشنبه 28 آذر 1395
10:59
امیرحسین ستوده بیدختی
منشور ارتباطات چیست؟

منشور ارتباطات، یک سند رسمی است که شیوه های ارتباطی ترجیحی تیم شما را تشریح می کند. این سند به کاهش پیام های غیرضروری، صرفه جویی در وقت افراد، و بهبود تمرکز و بهره وری در ارتباطات فردی و تیمی کمک می کند.
منشور ارتباطات می تواند شامل موارد زیر باشد:

    اینکه افراد چه وقت باید به ایمیل ها پاسخ دهند و چه وقت نباید.
    اینکه افراد چه وقت باید با استفاده از گزینه "Reply All" به ایمیل ها پاسخ دهند و چه وقت باید از آن پرهیز کنند.
    اینکه جلسات منظم تیمی چگونه سازماندهی شود، چه کسانی باید در این جلسات شرکت کنند، آیا باید به افراد تلفن زده شود، چه نکاتی باید در صورتجلسات درج گردد، چه کسی باید صورتجلسات را به گردش درآورد، و غیره.
    اینکه سازمان شما چگونه با کارفرمایان خود یا با عموم، ارتباط برقرار می کند.
    اینکه اعضای تیم چگونه از طریق رسانه های اجتماعی با یکدیگر تعامل داشته باشند.
    اینکه چه وقت ساخت یک فیلم ویدئویی یا یک تماس صوتی، مناسب خواهد بود.
    اینکه افراد چگونه با دیگران تعامل رو در رو داشته باشند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


ایجاد یک منشور ارتباطات، خصوصاً برای تیم های مجازی، مفید است. این منشور به شما امکان می دهد که شیوه های ترجیحی برای ارتباط از راه دور، اینکه چه کسی باید وضعیت به روز شده پیشرفت را ارائه کند، و اینکه چگونه از افراد فیدبک گرفته خواهد شد، را برای افرادتان روشن کنید.


ارسال شده در:

بازنگری در زمان بین دو نیمه، درسی از ورزش

یکشنبه 28 آذر 1395
10:58
امیرحسین ستوده بیدختی
بازنگری در زمان بین دو نیمه، درسی از ورزش

شما احتمالاً رویدادهای ورزشی را تماشا کرده اید و شاهد تحلیل های مفسران ورزشی در زمان مابین دو نیمه بوده اید و احتمالاً می دانید که بازیکنان، در این فاصله زمانی و در حین استراحت، به چه می اندیشند و در چه مواردی به گفتگو می پردازند.
به طور خلاصه، زمان میان دو نیمه فرصت مناسبی است برای اندیشیدن به اینکه کجا بوده اند، به کجا دارند می روند و چه تنظیمات و اصلاحاتی باید انجام دهند تا به پیروزی دست یابند.
شما هم می توانید از همین رویکرد در زندگی شخصی و حرفه ای خود استفاده کنید. بدین منظور، مراحل زیر را دنبال نمایید:

    آنچه را که تا امروز اتفاق افتاده، بازنگری کنید. تمامی آنچه را که تاکنون در بازی شما رخ داده، ارزیابی کنید و ببینید آیا به شما در رسیدن به اهدافتان کمکی کرده است یا خیر.

    تعیین کنید که آیا تنظیماتی مورد نیاز است یا خیر. در این مرحله می توانید در تجزیه و تحلیل خود فراتر روید و تعیین کنید که آیا تغییراتی لازم است تا به شما کمک کند که به اهدافتان برسید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    نتایج را عملی کنید. هاکی روی یخ شامل سه دوره است که میان آنها زمان استراحت وجود دارد. فوتبال و راگ بی، دو نیمه دارند- و مربیان گاهی در لحظات بحرانی بازی، برای تمرکز بیشتر و بازآرایی تیم، درخواست یک زمان توقف می کنند. شما هم باید زمان های توقف خود را تعیین کنید تا بتوانید به بازنگری بپردازید و بیندیشید که برای رسیدن به اهدافتان چه تغییراتی باید در راه و روشتان به عمل آورید.


ارسال شده در:

ارزش زمان حال

یکشنبه 28 آذر 1395
10:57
امیرحسین ستوده بیدختی
ارزش زمان حال

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیـــامده اسـت فریاد مکن
بر آمــــده و نامـده بنــــیاد مکن
حالی خوش باش و عمـر بر باد مکن

(خیام)

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


بسیار بر این نکته تأکید شده که قدر زمان حال را بدانیم و سعی کنیم که از آن استفاده کنیم. در عین حال برای بهره گیری از زمان حال، توصیه شده است که به گذشته و آینده نیز توجه چندانی نداشته باشیم. اما رعایت این توصیه های به ظاهر ساده چگونه امکانپذیر است؟ چرا که مشاهده می کنیم یا در حسرت فرصت های از دست رفته می سوزیم یا در آرزوهای خیالی سیر می کنیم. این دو باعث شده تا از زمان حال غافل شده، به جامعه ای که خوشحال نیست تبدیل شویم. البته تمامی این فرضیات و نتیجه گیری ها در اندازه های نظریه نویسنده معتبر است و جنبه تحقیقاتی ندارد.
ولی باید اقرار کنیم که عمل به این توصیه ساده چندان هم ساده نیست، چرا که شاعر مکانیزمی برای تحقق اندرز خود ارائه نمی کند. ما هدف را می شناسیم، اما راه رسیدن به آنرا تدوین نکرده ایم. به نظر من راه جامه عمل پوشانیدن به این نگرش عمیق، تمرکز و ارزش دادن به کاری است که هم اینک به آن می پردازیم. از آنجایی که عمل و تمرکز بر عمل به کاری که در حال حاضر در دست داریم باعث جدایی ما از زمان های گذشته و آتیه می گردد، رسیدن به هدف را امکانپذیر می سازد. فرض کنید جوشکاری که به کار جوشکاری خود در زمان انجام جوشکاری توجه می کند، هم کیفیت بهتری از کار را تولید می کند و هم از نتیجه ای که به دست آورده رضایت بیشتری حاصل می نماید و هم انرژی بیشتری برای ارتقای کاری خود به دست می آورد. در زمانی که در دانشگاه تدریس می کردم، یک منشی داشتیم که هر وقت متنی را برای تایپ به ایشان واگذار می کردیم، دو برابر زمان تایپ باید برای اصلاح متن تایپ شده وقت می گذاشتیم. مشهور بود که ایشان به هنگام تایپ به فکر تهیه شام شب و برنامه های بعدی خود بودند.
بسیار خب، سعی می کنیم که بر روی کارهای تعریف شده در زمان حال تمرکز کنیم. اما آیا این به معنای این است که برنامه ریزی را، که خود با آینده سر و کار دارد، کنار بگذاریم؟ به هیچ عنوان. تهیه برنامه، خود فعلی است که در زمان حال باید به آن پرداخته شود. خروجی برنامه، مجموعه ای از فعالیت هایی است که در آینده انجام می شود. هدف از اینکه ما کارهایی را در زمان حال تعیین می کنیم که واقعاً در آینده خیال انجامشان را داریم، این است که از زمان حال تا آینده ای که برای اجرا تعیین کرده ایم فرصت آماده سازی داشته باشیم. یعنی اگر به ترتیب فهرست کنیم، ابتدا برنامه ریزی قرار می گیرد، بعد آماده سازی و بعد اجرا، بعد از اجرا هم کارهای مربوط به گزارش و کنترل به میان می آیند. لذا در هر دوره ای از برنامه دو دسته فعالیت وجود خواهد داشت:

    دسته اول، فعالیت هایی هستند که به آماده سازی می پردازند و باعث کسب پیشرفت پروژه بر اساس محاسبات متداول نمی شوند؛
    و دسته دوم، فعالیت هایی هستند که به اجرا می پردازند و باعث کسب پیشرفت محاسباتی می گردند.

برای مثال در نظر بگیرید که برای اجرای ریختن بتن در یک فونداسیون، فعالیتی را در هفته آتی برنامه ریزی نموده اید. اجرای فونداسیون به طور معمول دارای هشت فاز کاری است:

    Excavation
    Compaction
    Megr
    Barbending
    Forming
    Concrete pouring
    Coating and back filling

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


حال در نظر بگیرید که به هنگام ریختن بتن، بچینگ پلنت درست کار می کند، تراک میکسرها آماده هستند، ویبراتورها عمل می کنند، کارگران حاضرند، مجوزها اخذ شده است، ناظران حضور دارند و شوت هم سالم است. با صحت تمامی این فرضیات، عمل ریختن بتن بسیار بدیهی می نماید. در عین حال و با توجه به اینکه این کار به شرط رعایت مفروضات فوق بدیهی است، اما در برنامه ما جای دارد. آنچه که در برنامه ما حضور ندارد، همین مفروضاتند. یعنی کارهایی که باید در راستای آماده سازی انجام داد تا به هنگام اجرای برنامه و فعالیت های آن ضریب اطمینان از حصول نتیجه بالا باشد. حال توجه نمایید که ما برای برآورد منابع خود، به خصوص در زمینه نیروی انسانی، با توجه به کارهایی که باید انجام دهیم محاسبه می کنیم، و نه با توجه به کارهایی که باید برای آماده سازی هم انجام دهیم. یکی از دلایلی که پروژه ها به تأخیر می افتند هم این است که برآوردهای نیروی انسانی مورد نیاز پروژه ها تنها در چهارچوب کارهایی که باید انجام گیرند، ونه همزمان با کارهای آماده سازی، صورت می پذیرد. اگر ما توجه داشته باشیم که در زمان حال باید یا:

    کارهایی را انجام دهیم که قرار بوده انجام دهیم،
    و یا کارهایی را که نیاز آماده سازی فعالیت هایی است که در آینده باید انجام دهیم،

آنگاه هم برای تمرکز بر زمان حال بهانه های بیشتری داریم و هم برنامه ریزی مؤثرتری را اعمال می کنیم.




ارسال شده در:

اندرزهای کوچک

یکشنبه 28 آذر 1395
10:53
امیرحسین ستوده بیدختی
اندرزهای کوچک

رعایت موارد زیر، به افزایش موفقیت شما کمک می کند:

    روز تولد همکاران خود را به یاد داشته باشید.
    برای آینده، چه دور و چه نزدیک، برنامه ریزی کنید.
    از کلمه "متشکرم" زیاد استفاده کنید.
    بدانید چه وقت باید سکوت کنید.
    برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیرید.
    همواره در حال آموختن باشید.
    آنچه را که می دانید، به دیگران هم بیاموزید.
    دوستان جدید پیدا کنید، اما قدیمی ها را از یاد مبرید.
    رازدار باشید.
    به دیگران متکی نباشید.
    اشتباهات خود را بپذیرید.
    بدانید که تمامی اخباری که می شنوید، درست نیستند.
    شجاع باشید؛ حتی اگر نیستید، وانمود کنید که هستید؛ هیچکس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد.
    به هیچکس کنایه نزنید.
    از کارکنانتان قدردانی کنید و به آنها بگویید که کارشان چقدر برای شما و سازمان، اهمیت دارد.
    سعی کنید همواره خیلی هشیار باشید؛ شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند.
    هرگز کسی را که امیدوار است ناامید نکنید؛ شاید این امید برای او به منزله یک داروی حیاتی باشد.
    اگر با زیردستان خود به مسابقه پرداختید، بگذارید آنها برنده شوند.
    مراقب باشید که در خرج کردن، گرفتار افراط و تفریط نشوید.
    هرگز به سیاستمداران اعتماد نکنید.
    هنگام عصبانیت، به هیچ کاری دست نزنید و تصمیم گیری نکنید.
    برای همکارانتان بهترین دوست باشید.
    تا وقتی شغل بهتری پیدا نکرده اید، شغل فعلی خود را از دست ندهید.
    سعی کنید مفیدترین و با احساس ترین انسان روی زمین باشید.
    از کسی کینه به دل نگیرید.
    برای تمامی موجودات زنده ارزش قائل شوید.
    شکست را براحتی بپذیرید.
    وقتی پیروز شدید، فخرفروشی نکنید.
    خود را درگیر مسائل بی اهمیت نکنید.
    هرگز به کسی نگویید که خسته و افسرده به نظر می آید.
    تا می توانید، اختلافات را برطرف کنید.
    عادت کنید که همیشه، حتی زمانی که ناراحت هستید، خود را بانشاط و پرانرژی نشان دهید.
    زندگی را سخت نگیرید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:
برچسب ها:اندرزهای کوچک ،

مدیریت افراد "با جاه طلبی پایین"

یکشنبه 28 آذر 1395
10:52
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت افراد "با جاه طلبی پایین"

در اینجا منظور از افراد "با جاه طلبی پایین" افرادی نیست که اصلاً جاه طلب نیستند، بلکه منظور افرادی است که در حال حاضر علاقه ای به فراگیری مهارت های جدید یا پیشرفت در کسب و کارشان ندارند.
افرادی که برای پیشرفت حرفه خود دارای هیچگونه جاه طلبی نیستند، ممکن است نیازهای مدیریتی خاصی داشته باشند. به کار گیری استراتژی هایی که برای سایر افراد تیم خود مورد استفاده قرار می دهید، برای این افراد چندان مؤثر و کارآمد نخواهد بود.
ابتدا آنچه را که واقعاً در هر یک از اعضای تیم شما ایجاد انگیزه می کند، شناسایی نمایید. سپس با استفاده از این آگاهی، پاداش ها و مشوق ها را به گونه ای تعیین نمایید که کار و وظیفه افرادتان برای ایشان معنی دار و مؤثر باشد.
نکته حائز اهمیت دیگر، آن است که شیوه رهبری خود را متناسب با این افراد تغییر دهید. از ابزارهایی مانند تئوری "Path Goal" استفاده کنید تا به شما کمک کند که بهترین شیوه مناسب برای این افراد را تشخیص دهید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:

مدیریت در هندوستان

یکشنبه 28 آذر 1395
10:50
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت در هندوستان

شرکتتان شما را به عنوان مدیر پروژه به دفتر جدید خود در بمبئی فرستاده است. شما در آنجا رهبری یک تیم بزرگ را بر عهده خواهید داشت. مدیر شما پس از موفقیت هایتان در مدیریت پروژه های قبلی در کشور خودتان، انتظار دارد که در شش ماه اول این پروژه جدید نیز نتابج مثبتی را از شما ببیند.
در اولین جلسه با تیم جدیدتان، برنامه خود را برای ماه های پیشِ رو تشریح می کنید و از همه می خواهید که به طور مستقل و خلاقانه، به شیوه خود کارها را انجام دهند و به آنها قول می دهید که اگر عملکرد خوبی داشته باشند، پاداش دریافت خواهند کرد.
با این حال، در پایان ماه اول می بینید که نتایج مورد انتظارتان حاصل نشده است. به نظر می رسد که تیم شما انگیزه چندانی ندارد و به راهنمایی های شما وابسته است. آنها همچنین، برخلاف تیم قبلی شما که فعالیت ها را انجام می دادند، زمان زیادی را برای بحث در مورد جزئیات هر مرحله از برنامه شما صرف می کنند.
مشکل کجاست؟ استراتژی شما که در پروژه های قبلی با موفقیت همراه بود، اینجا عمل نمی کند. هم شما و هم تیمتان ناامید هستید، و شما نمی دانید چگونه این مشکلات را برطرف نمایید.
در بازار جهانی امروز، مدیران اغلب با تیم هایی از فرهنگ های متفاوت کار می کنند. بدون داشتن درک قبلی از این فرهنگ ها، این امر می تواند چالش برانگیز باشد. فرهنگ های مختلف، دارای ارزش ها و انگیزه های متفاوت هستند. به همین دلیل، شما به عنوان یک مدیر، باید وقت صرف کنید و در مورد تیم جدیدتان، فرهنگ آنها و آنچه که به آنها انگیزه می دهد تا عملکردی بهتر داشته باشند، آگاهی کسب نمایید.
مردم هند، احتمالاً با دانستن اینکه آنچه انجام می دهند، به اهداف کلی سازمان کمک می کند، انگیزه می یابند. همچنین می توانید با گرفتن نظرات، انتقادات و پیشنهادات آنها، به ایشان قدرت بدهید. همچنین، به یاد داشته باشید که مذهب و خانواده نقشی مهم در فرهنگ هند بازی می کند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:

با جان و دل گوش دهید

یکشنبه 28 آذر 1395
10:50
امیرحسین ستوده بیدختی
با جان و دل گوش دهید

مردی که دیگر تحمل مشاجرات با همسر خود را نداشت، از استادی تقاضای کمک کرد.
او به استاد گفت: "به محض اینکه یکی از ما شروع به صحبت می کند، دیگری حرف او را قطع می کند. بحث آغاز می شود و کار ما به مشاجره می کشد. بعد هم هر دو بدخلق می شویم. در حالی که یکدیگر را بسیار دوست داریم، اما نمی توانیم به این وضعیت ادامه دهیم. دیگر نمی دانم که چه باید بکنم."
استاد گفت: "باید گوش کردن به سخنان همسرت را یاد بگیری. وقتی این اصل را رعایت کردی، دوباره نزد من بیا."
مرد سه ماه بعد نزد استاد آمد و گفت که یاد گرفته است به تمام سخنان همسرش گوش دهد. استاد لبخندی زد و گفت: "بسیار خوب. اگر می خواهی زندگی زناشویی موفقی داشته باشی، باید یاد بگیری به تمام حرف هایی که نمی زند هم گوش کنی."

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


(منبع: سایت یکی بود)
ارسال شده در:
برچسب ها:داستان ،داستانک ،

استخدام فروشنده

یکشنبه 28 آذر 1395
10:49
امیرحسین ستوده بیدختی
استخدام فروشنده

پسری در ایالت كالیفرنیا، در جستجوی کار، به یكی از فروشگاه های بزرگ كه همه چیز می فروشند، رفت.
مدیر فروشگاه به او گفت: "یك روز به صورت آزمایشی كار کن، بعد با توجه به نتیجه كارت، در مورد استخدام تو تصمیم می گیرم."
در پایان اولین روز كاری، مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید كه چند مشتری داشته. پسر پاسخ داد: "یك مشتری."
مدیر با تعجب گفت: "تنها یك مشتری؟ بی تجربه ترین فروشندگان در اینجا حداقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده؟"
پسر گفت: "134،999 دلار و 50 سنت."
مدیر فریاد كشید: "134،999 دلار و 50 سنت؟ مگه چی فروختی؟"
پسر گفت: "اول یك قلاب ماهیگیری كوچك فروختم، بعد یك قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یك چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یك چرخ ماهیگیری 4 بلبرینگه. بعد پرسیدم كجا میرید ماهیگیری؟ گفت: خلیج پشتی. گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یك قایق توربوی دو موتوره به او فروختم. بعد پرسیدم ماشینتان چیست؟ می تواند این قایق را بكشد؟ گفت هوندا سیویك، من هم یك بلیزر دبلیو دی4 به او پیشنهاد دادم و او هم خرید."
مدیر با تعجب پرسید: "او آمده بود كه یك قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی؟"
پسر به آرامی گفت: "نه، او آمده بود یك بسته قرص سردرد بخرد كه من گفتم بیا برای آخر هفته ات یك برنامه ماهیگیری ترتیب بدهیم، شاید سردردت بهتر شد!"

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


(منبع: سایت راهکار مدیریت)


ارسال شده در:
برچسب ها:داستان ،داستانک ،

چقدر خود انگیخته هستید؟

یکشنبه 28 آذر 1395
10:49
امیرحسین ستوده بیدختی
چقدر خود انگیخته هستید؟

خود انگیختگی به طور طبیعی در همه افراد وجود ندارد؛ و حتی افرادی که به میزان زیادی خود انگیخته هستند، گاهگاهی به کمک نیاز دارند.
خود انگیختگی خود را از طریق موارد زیر، بنا کنید:

    تمرین مهارت های هدف گذاری
    ترکیب اهداف با تفکر مثبت
    ایجاد چشم اندازهای قوی نسبت به موفقیت
    ایجاد سطوح بالایی از خود کارآمدی و اعتماد به نفس

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


نگرش و باورهای شما در مورد احتمال موفقیتتان، می تواند موفقیت یا عدم موفقیت واقعی شما را تعیین کند. اهداف خود را تنظیم کنید و برای دستیابی به آنها سخت بکوشید. راه هایی را برای بهبود خود انگیختگیتان بررسی و پیدا کنید، و به طور منظم سطح انگیزش خود را مورد ارزیابی مجدد قرار دهید. اگر فعالانه سطح انگیزش درونی خود را بالا نگه دارید، به میزان زیادی قادر خواهید بود که احتمال دستیابی به امیدها، رؤیاها و چشم اندازهای آینده خود را افزایش دهید.



ارسال شده در:
برچسب ها:خود انگیخته ،انگیزه ،

دیر آموخته ها

یکشنبه 28 آذر 1395
10:46
امیرحسین ستوده بیدختی
دیر آموخته ها

محمدرضا شعبانعلی یک فایل پی دی اف با عنوان "دیر آموخته ها" را روی سایت خود قرار داده است. این فایل شامل نکاتی است که معمولاً دیرتر از آن زمان که لازم است، یاد می گیریم. او در ابتدای این فایل، نوشته است:
"شاید یکی از ریشه های علاقه ما به داشتن فرزند، این باشد که دوست داریم او حسرت های ما را جبران کرده، آرزوهای نزیسته ما را زندگی کند. حتی آن هنگام هم که روشنفکرانه او را در میان انتخاب های مختلف رها می کنیم تا آگاهانه و مختارانه انتخاب کند، هوشمندانه گزینه ها را چنان محدود می کنیم که زمین بازیش از افق دید اندیشه ما دورتر نباشد. من هم از این اتهام مبرا نیستم. تنها تفاوتی که هست، این است که من تاکنون آرزوها و حسرت هایم را برای کودکی که نیست، نوشته ام؛ کودکی که رها نام دارد.
دیر آموخته ها تمام آن چیزی است که در طول این سالها دیر آموخته ام و حسرت خورده ام که کاش زودتر آموخته بودم. آموختن با دانستن فرق دارد. ما حرف ها و توصیه ها را بارها و بارها می شنویم و به دانسته هایمان می افزاییم، اما عموماً پس از تحمل درد و رنج فراوان و در شرایط خاص، آنها را می آموزیم. ..."
ما در اینجا و درشماره های بعد، به برخی از این دیر آموخته ها اشاره می کنیم:

    برای بسیاری از انسان ها، ندانستن و نفهمیدن، یک انتخاب آگاهانه است. مراقب باش با تلاش بیهوده، زندگی خودت را به تلخی زندگی آنها آلوده نکنی.
    هیچکس همیشه و هر لحظه، مشغول و درگیر و گرفتار نیست. بحثی اگر هست، بحث اولویت هاست.
    خانه ها، انسان ها، شرکت ها و دنیا بعد از تو با چنان جدیتی زندگی را ادامه می دهند که انگار هرگز کسی چون تو را ندیده اند.
    اینکه همه اینطور فکر می کنند، نمی تواند دلیلی برای تأیید آن فکر باشد، اما می تواند انگیزه ای برای تردید در آن فکر باشد.
    دنبال راضی کردن همه نباش، راضی کردن همه یعنی ناراضی کردن همه.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    اگر عمداً چیزی را بسیار بی اهمیت یا بسیار با اهمیت جلوه می دهی، حتماً آنرا جایی یادداشت کن. دیگران فریب تو را فراموش می کنند، اما ممکن است تو گرفتار فریب خود باقی بمانی.
    شخصیت تو، مهمترین ساخته دست توست و تو انتخاب کرده ای که در ساختنش کدامیک از مصالح اطرافت را به کار بگیری و کدامیک را کنار بگذاری.
    اگر می خواهی کاری بزرگ انجام بدهی، انتظار نظم و روند عادی و مسیر هموار نداشته باش.
    قبل از پاسخ دادن به پرسش های دیگران، مدتی سکوت کن تا پاسخ بهتری بیابی. سکوتت در خاطر هیچکس نخواهد ماند، اما پاسخت را همیشه به خاطر خواهند سپرد.
    قدرت تو در انجام کارهای بزرگ، الزاماً تو را در انجام کارهای کوچک توانمند نمی کند.
    هرگز اجازه نده کسی، به دلیل اینکه نور چراغ آزارش می دهد، تو را وادار به کاهش نور چراغ کند.
    قضاوت فرد دیگر در مورد تو، اطلاعات کمی را در مورد تو آشکار می کند، اما اطلاعات زیادی را در مورد او به تو گوشزد می نماید.
    اگر هدف تو نوشتن است، اجازه نده فروشندگان مداد و مدادتراش، وقتت را بیش از آنچه که لازم است، بگیرند.
    به دست آوردن هر چیزی، ممکن است، به شرط آنکه حاضر باشی هزینه اش را بپردازی.
    فیلم یا کتابی را که ارزش سه بار دیدن ندارد، یک بار هم نبین.
    هوشمندی، به تلاش دائمی کورکورانه نیست. گاهی هوشمندی، به تشخیص لحظه مناسب برای قطع کردن تلاش است. در را اگر بکوبیم، دیر یا زود باز خواهد شد، اما دیوار را هر چه بکوبیم، در نخواهد شد.


    مهمترین ویژگی یک مذاکره موفق، ایجاد احساس خوب در خودِ تو در بلند مدت است. گاه از نظر دیگران به نتیجه می رسی، ولی احساس بد یک عمر با تو می ماند و گاه از نظر دیگران می بازی، اما احساس آرامش یک عمر همراه توست.
    انسان ها زخم هایشان را فریاد می زنند: در حرف هایشان، در رفتارشان، در انتقاداتشان از تو، در پیشنهادهایشان به تو، در رؤیاهایشان و حتی در شکل نگاهشان.
    در زندگی دو راه بیشتر پیش رو نداری: یا فرار از ترس هایت، یا تعقیب رؤیاهایت؛ این دو راه هم، همزمان قابل پیمودن نیستند.
    عموم مردمی که دیده ام، به دو دسته تقسیم می شوند: گوزه گرانی که به تمام شهر لذت نوشیدن آب در کوزه سالم را هدیه می کنند و خود از کوزه شکسته آب می نوشند، یا کوزه به دستانی که کوزه گران را به دلیل عدم تعادل در زندگی ملامت می کنند. انتخاب با توست که می خواهی کوزه گر باشی یا کوزه به دست.
    بدبین ها، مشکوک ها و منتقدان، معمولاً به فکر بهتر شدن تو نیستند. آنها می خواهند ناحیه امن خودشان را حفظ کنند.
    بپرس، بیشتر بپرس، از روزی بترس که جواب هایت بیشتر از سؤال هایت باشد.
    برای شناخت و تحلیل بهتر یک مشکل، ریشه های آن، نشانه های آن و تبعات آن را تفکیک کن.
    تعادل کار و زندگی، وقتی به دغدغه تبدیل می شود که کارت را دوست نداشته باشی.
    مقاومت مردم مثل مقاومت هوا می ماند. تا ایستاده باشی وجود ندارد، اما هر چه سرعتت بیشتر شود، آنها هم بیشتر مقاومت می کنند و آزارت می دهند.


    قضاوت نزدیکان معیار خوبی برای موفقیت نیست. آنهایی که به ما نزدیکترند، عموماً آخرین کسانی هستند که موفقیت ما را تأیید می کنند.
    وقتی کسی آموخته هایش را با هیجان به تو می گوید، حتی اگر تمام آنها را می دانی، باز هم هیجان زده باش. اوج دانستن، در به رخ کشیدن دانسته های قبلی نیست، بلکه در کمک به دیگران برای تجربه لذت دانستن و آموزش دادن است.
    حتی اگر مجبور باشی به تمام دنیا دروغ های بزرگ و کثیف بگویی، هنوز چیز زیادی را از دست نداده ای؛ باخت بزرگ تو از لحظه ای شروع می شود که دروغ گفتن به خودت را آغاز می کنی.
    آموزش اثربخش، آغازی برای دغدغه های تازه است، نه سرپوشی بر روی دغدغه های کهنه.
    بعضی ضربه ها، روح انسان را زخمی می کند. این زخم ها اگر هم خوب شوند، جایشان تا آخر عمر باقی می ماند. و اگر از آنها خوب مراقبت نکنیم، عفونت می کنند و تمام جنبه های وجود ما را فرا می گیرند.
    "فکر کردن" خوب است، اما برای آنکس که به "دانش" و "قدرت تحلیل" و "تفکر انتقادی" مجهز نیست، فکر کردن، به تثبیت بیشتر "جهل و نادانی" منجر می شود.
    انسان های ناموفق، برای حفظ وضع موجود تلاش می کنند. آنها اگر تغییری هم می خواهند، در کنار حفظ تمامی داشته های موجود است. اما انسان های موفق، حتی در بهترین وضعیت هم، همیشه می دانند که چیزی هست که می تواند تغییر کند.
    ملتی که بزرگان خود را به تمسخر بگیرد، هرگز طعم بزرگی را مزمزه نخواهد کرد.


    از قانون جنگل بدتر هم وجود دارد و آن، جنگل بی قانون است.
    موفقیت، حاصل ثروت نیست اما ثروت، محصول جانبی موفقیت است.
    اکثر انسان ها وقتی از "حقیقت" حرف می زنند، منظورشان دنیا به شکلی است که دوست دارند باشد و وقتی از "واقعیت" حرف می زنند، منظورشان دنیا به شکلی است که دوست دارند تو باور داشته باشی!
    هر تهدید می تواند به فرصت تبدیل شود اما هنر، پیدا کردن شیوه این تبدیل است.
    "دستاوردهای بزرگ" را یک شبه هم می توان به دست آورد، درست مانند دستاورد دزدها، اما کسب "دستاوردهای بزرگ و ماندگار" به تلاش پیوسته نیاز دارد.
    در به کار بردن کلمات، وسواس داشته باش. خصوصاً در به کار بردن کلمات "همیشه"، "هرگز" و "هیچ وقت" وسواس مضاعف داشته باش.
    درخت رویدادهای بد زندگیت باید میوه ای شیرین و ماندگار داشته باشد؛ پنج سال بعد از هر رویداد بد، باید بتوانی با شور و هیجان از نتیجه های خوب آن یاد کنی.
    وقتی جهت درست نیست، تندتر رفتن ما را به مقصد نمی رساند.
    کلمات، عموماً بدون توجه به گوینده آنها فارغ از معنا هستند. حتی باید بپذیریم که کلمات، عموماً فارغ از شنونده هم معنای مشخصی ندارند.
    با موجودات بی جان هم با احترام برخورد کن، درست مانند موجودات جاندار.
    زندگی، یک نمایشنامه بزرگ است و تو باید بازیگر آن باشی؛ اما اگر نبودی، به جای نقد دیگران، به تماشای بازی آنها بنشین؛ چرا که "نقد" کار کسانی است که "استعداد عمل" ندارند.


    هیچکس از متوسط اطرافیانش چندان فراتر نمی رود.
    شاد بودن، راضی بودن، و آرام بودن، یک چیز نیستند. سه چیز مختلفند و بندرت با هم همراه می شوند!
    خطرناکترین دام در یادگیری، ترجیح آموزش های جالب به آموزش های اثربخش است.
    تمام زندگی در لحظه ای نهفته است که در عین خستگی، یک گام بیشتر برمی داری؛ اینجاست که ذهنت به جسمت یادآوری می کند که حاکم، من هستم نه تو.
    فرصتی را که برای آموختن در اختیار داری، با هیچ چیز دیگر معامله نکن مگر با فرصتی برای آموختن چیزی مفیدتر.
    هرگز از کسی توصیه برای موفق شدن نخواه؛ توصیه برای موفق شدن، مصداقی از جستجوی راه میانبر است؛ و جستجوی راه میانبر، برداشتن نخستین گام در مسیر شکست است.
    مراقب باش که آموخته های سطحی و زودبازده را با آموخته های کاربردی، و آموخته های عمیق و دیربازده را با آموخته های غیرکاربردی اشتباه نگیری. آموخته های زودبازده به دویدن بهتر در مسیر فعلی کمک می کنند و آموخته های عمیق و دیربازده به جستجوی بهترین مسیر.
    فرآیند یادگیری فشرده وجود ندارد.
    تلاش، حتی اگر بی نتیجه باشد، مقدس تر از سکون و بیهودگی است.
    دروازه های زیادی از جنس مرگ در زندگی هست که اگر جرأت کنیم از آنها عبور نماییم، بهشت آرامش و رضایت و موفقیت را تجربه خواهیم کرد؛ اما تلاش برای حفظ همزمان خدا و خرما، عموماً از ما مشرکانی گرسنه ساخته است!
    از آنها که کمکم کردند، ممنونم؛ اما به آنها که مانعم شدند، مدیونم.

    توجه به واژه و مفهوم "موفقیت" دغدغه کسانی است که هرگز "رشد و رضایت" را تجربه نکرده اند. چرا که آنها که طعم رشد و رضایت را چشیده اند، برای همیشه دغدغه "موفقیت" را از ذهن خود بیرون کرده اند.
    شاید واژه "موفق" از ریشه وفق و وافق و همسویی باشد. وقتی می توانی بگویی موفق هستی که موافق و همسو با خواسته ها و اصول و ارزش هایت زندگی کنی.
    سنگ هایی را که پله ای شدند برای بالا رفتنت، هرگز کنار مگذار.
    برای کسی که بخواهد دنیا را به جای بهتری تبدیل کند، دلایل و انگیزه های کم و ساده ای وجود دارد؛ اما برای کسی که بخواهد از زیر این کار فرار کند، دلایل متعدد و پیچیده ای وجود خواهد داشت. انتخاب میان این دو هم با ماست.
    ساعت خوب، ساعت شنی است؛ هر لحظه به تو یادآوری می کند که دانه ای که افتاد، دیگر باز نمی گردد.
    "مالکیت" سندی نیست که مهر و امضای دولت، آنرا تأیید کند. مالکیت، یک "احساس" است. سند مالکیت به یک تغییر قانون، نابود می شود اما احساس مالکیت، می تواند همواره با تو باقی بماند.
    هر آنچه که یافتی، به "بهایی" یافته ای و آنچه که گم کردی، بهایی است بر آن چیزی که دیر یا زود خواهی یافت.
    حتی در بیابان خشک هم قلمی که از باران می نویسد، مقدس تر از قلمی است که سراب را تصویر می کند.


ارسال شده در:

6 ترفند کلامی که رؤسا برای اداره کردن کارکنانشان مورد استفاده قرار می دهند

یکشنبه 28 آذر 1395
10:44
امیرحسین ستوده بیدختی
6 ترفند کلامی که رؤسا برای اداره کردن کارکناشان مورد استفاده قرار می دهند

    توافق جعلی: تظاهر می کنند که موافقند، در حالی که دیدگاه مقابل را ابراز می نمایند.
    مثال: "من قطعاً آنچه را که می گویید، می بینم ... اما فکر نمی کنم بتوانیم آن پروژه را بپذیریم."

    بستن بحث بدون پشتیبانی: بحث یا تصمیم گیری را بدون ارائه بازخورد یا توجیه اکید، پایان می دهند.
    مثال: "در پایان روز، ما برای فروش محصولات اینجا هستیم."
    واقعاً؟ من پیش از این، هیچ ایده ای در مورد اینکه قرار است محصولاتی را بفروشیم، نداشتم.

    دو بار نام بردن: در یک جمله، از نام یک فرد- خصوصاً نام خودشان- دو بار استفاده می کنند تا یک رفتار غیرمعمول یا غیرقابل قبول را توجیه نمایند.
    مثال: "چه می توانم بگویم؟ فقط جیم می تواند مثل جیم عمل کند." یا حتی بدتر از آن: "چه می توانم بگویم؟ فقط من می توانم من باشم."

    عدم اطمینان نادرست: وانمود می کنند که مطمئن نیستند، در حالی که واقعاً مطمئن هستند.
    مثال: "شما می دانید، وقتی فکرش را می کنم، مطمئن نیستم که خاموش کردن آن دستگاه، واقعاً بهترین گزینه نباشد."

    نظریه شخص اول: وانمود می کنند شخصی دیگر هستند تا دیدگاه های مختلف را کشف نمایند.
    مثال: "اجازه بدهید بگویم من یک مشتری معمولی هستم. من در فروشگاه شما قدم می زنم و می خواهم یک پیراهن بخرم ... و غیره."

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    کلمه مورد علاقه: از یک کلمه آنقدر زیاد استفاده می کنند که آن کلمه، تنها کلمه ای می شود که هر کسی می شنود.
    مثال: "به عبارت دیگر"، یا "به طور کلی"، و یا "با توجه به".
ارسال شده در:

تغییر تاکتیک در مورد انتشار موعدهای تحویل

یکشنبه 28 آذر 1395
10:43
امیرحسین ستوده بیدختی
تغییر تاکتیک در مورد انتشار موعدهای تحویل

برنامه پروژه همواره بهترین سناریویی است که هیچ ریسکی در آن، روی زشت خود و اینکه چگونه می تواند کل پروژه را از مسیر خود خارج سازد، را نشان نمی دهد. هیچ مشکلی در ارتباط با منابع، هیچ تأخیری در تأمین تجهیزات، و یا حتی هیچگونه بلای طبیعی وجود ندارد؛ و همه مایلند یک نسخه از این برنامه را داشته باشند.
اگر کارها زودتر از زمان های مورد انتظار در برنامه به انجام برسند، متهم خواهید شد که مدت زمان فعالیت ها را دست بالا برآورد کرده اید؛ و اگر تأخیر داشته باشید، ناراحت خواهید شد که چرا در برآورد مدت زمان فعالیت ها واقع بین نبوده اید و درک درستی از آنها نداشته اید؛ پس به عنوان یک مدیر پروژه چه باید بکنید؟ یک پیشنهاد این است که به جای تاریخ های دقیق، یک بازه زمانی را در نظر بگیرید؛ و تمامی جزئیات را در اختیار همه افراد قرار ندهید. بدین ترتیب، کمی امکان مانور خواهید داشت.
از آنجا که در ابتدا اطلاعات کامل و دقیقی در دست نداریم، برنامه اولیه ما دقت زیادی نخواهد داشت. اگر همین برنامه اولیه را در اختیار کارفرما قرار دهیم، حتی بعد از ارائه اصلاحات بعدی، او تا پایان پروژه، ما را با همین برنامه اولیه مدیریت خواهد کرد. پس بهتر است در ابتدا تلرانسی در حدود 20 درصد برای موعد مایل استون ها در نظر بگیریم و اطلاعات را در سطح جزئیات، منتشر نکنیم.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:

5 راهکار مدیریتی بیل گیتس

یکشنبه 28 آذر 1395
10:41
امیرحسین ستوده بیدختی
5 راهکار مدیریتی بیل گیتس

    جریان اطلاعات را خون زندگی بخش بدانید. شایسته ترین راه شاخص نمودن شرکت در میان رقیبان‏ و بهترین راه پیش افتادن از دیگران، بهره برداری مؤثر از "اطلاعات" است. روش گردآوری، مدیریت و کاربرد اطلاعات است که سرنوشت برد یا باخت ما را رقم می زند. برندگان آنهایی خواهند بود که با برپا کردن یک "دستگاه عصبی دیجیتالی سراسری"، جریان اطلاعات را در میان همکاران و مشترک های وابسته به خود، ساده و روان نمایند و در سایه آن، به بهینه سازی و یادگیری پیوسته بپردازند.

    تجارت اینترنتی را بشناسید و به کار گیرید. تیم مدیریت یک شرکت باید خود را با اینترنت آشنا کرده، زمانی را صرف آماده ساختن دیدگاهی از دهه آینده و دگرگونی های رخ داده در کسب و کار بنماید و راه های پیاده کردن چنین دیدگاهی را با گروه "فن آوری اطلاعات" شرکت در میان بگذارد.
    برای بهره گیری از توانمندی های اینترنت در آفرینش پیوند دو سویه با مشتریان، باید یک "سایت اینترنتی" داشته باشید.
    در هر کسب و کاری "نخستین" باشید و پیش از دیگران به بازار وارد شوید تا موقعیت رقابتی شرکت را بهبود بخشید.

    دانش و آگاهی را به خدمت اندیشه های راهبردی درآورید. برای این منظور، رعایت نکات زیر ضروری است:
        اخبار ناگوار را با شتاب پخش کنید.
        اخبار بد را به خوب تبدیل کنید.
        از آمارهای خود آگاه باشید.
        انسان ها را به کارهای فکری بکشانید.
        بهره هوشی سازمان خود را بالا ببرید.
        به یاد داشته باشید که بردهای بزرگ با خطرهای بزرگ همراه است.

    به عملیات سازمان، بینش بیفزایید. در این خصوص، رعایت موارد زیر توصیه می شود:
        فرآیندهایی را برگزینید که به کارکنان اختیار می دهد.
        به یاری فناوری اطلاعات، به مهندسی مجدد بپردازید.
        فن آوری اطلاعات را مقالات مدیریت، بازاریابی، و تبلیغاتی راهبردی به حساب آورید.

    در انتظار غیرمنتظره ها باشید. رهبران پیروزمند، آنهایی هستند که به پیشواز روش های نوین کسب و کار می روند. خود را برای آینده دیجیتال محور، آماده سازید تا بتوانید از فناوری، بالاترین بازده را بدست آورید.


ارسال شده در:

وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - مطالب آذر 1395


وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - مطالب آذر 1395,
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|