تبلیغات
وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - دعای چوپان

درحال مشاهده: وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - دعای چوپان


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

دعای چوپان

یکشنبه 17 بهمن 1395
07:54
امیرحسین ستوده بیدختی
دعای چوپان

مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید: "چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟".
چوپان گفت: "ما شخص خاصی برای این کار نداریم. خودم نماز آنها را می خوانم.".
مرد گفت: "خوب، لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!".
چوپان مقابل جنازه ایستاد و چند جمله ای زمزمه کرد و گفت: "نمازش تمام شد!".
مرد که تعجب کرده بود، گفت: "این چه نمازی بود؟".
چوپان گفت: "بهتر از این بلد نبودم.".
مرد ناچار پدر را دفن کرد و رفت. شب هنگام، در عالم رؤیا پدرش را دید که روزگار خوبی دارد. از او پرسید: "چه شد که اینگونه راحت و آسوده ای؟".
پدرش گفت: "هر چه دارم از دعای آن چوپان دارم!".
مرد، فردای آن روز به سراغ چوپان رفت و از او خواست تا بگوید که در کنار جنازه پدرش چه کرده و چه دعایی خوانده است.
چوپان گفت: "وقتی کنار جنازه آمدم و ارتباطی میان من و خداوند برقرار شد، با خدا گفتم: "خدایا اگر این مرد، امشب مهمان من بود، یک گوسفند برایش زمین می زدم. حالا این مرد، امشب مهمان توست. ببینم تو با او چگونه رفتار می کنی؟".

(منبع: سایت یکی بود)

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management






ارسال شده در:
برچسب ها:داستان ،داستانک ،

وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - دعای چوپان


وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران - دعای چوپان,
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به وبلاگ انجمن مدل سازی اطلاعات ساختمان ایران است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|